هل من ناصر ینصرنی؟

شاید از سیاه پوشیدن ها انرژی منفی بگیرم، از صدای نوحه باند ماشین ها اعصابم خورد بشه یا از ترافیک پشت دسته ها کلافه بشم ولی هنوزم محرم را با همه این چیزهاش دوست دارم، با بوی قیمه و صف غذا نذری بغضم میگیره، با دیدن عشق های پاک و خالصانه جوون ها برا برپایی هیئت غبطه میخورم و برا خودم که نمیتونم معرفت عملی به امام حسین نشون بدم عذا میگیرم. شاید تنها چیزی که تا الان بدون تعارف و اغراق از مکتب امام حسین نقل شده جمله ها و  کتاب هایی از دکتر شریعتی باشه. برداشت هایی که عمق مکتب عاشورا تبیین میکنه:

"این که حسین فریاد می زند - پس از این که همه عزیزانش را در خون می بیند و جز دشمن کینه توز و غارتگر در برابرش نمی بیند- فریاد می زند که: «آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» ; مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این «سؤال » ، سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان می کند و دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام می نماید."

حسین وارث آدم، دکتر شریعتی.

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
مهسا

به آدمایی که با دکتر شریعتی ارتباط نزدیک داشتند غبطه می خورم همیشه... درسته که نوشته هاش گنجینه ی بزرگی ه اما همیشه آدمایی هستند که دوست داری از نزدیک حسشون کنی...

آزاده

و من از پارسال یک جور غریب دیگری به این جمله ها و به حسین فکر می کنم!

هيوا

دروغ چرا برای این یکی اصلا دلم تنگ نشده...یکی از چیزهای رو اعصاب اونجا همیشه دسته های سینه زنی و محرم بود...البته قیمه اش یه چیز دیگه است ها![زبان]

نعیمه

ای کاش تاریخ بدون تحریف در این مورد می نوشت. اونوقت می تونستم با اطمینان بگم که دلم برای محرم تنگ می شه یا نه.

احمدآقا

جملات قابل تاملی است. واقعا باید صرفنظر از فضا, کاربردی تر به این واقعه نگریست. یافته های بسیار ارزشمندتری نصیبمان خواهد شد.