سانسوریا بازنشسته شد

کاملا خم شد و خیلی آروم نوازشش کرد، با لحنی آروم و مهربون در گوشش چیزهایی را زمزمه کرد و به نوازشش ادامه داد. بعد خیلی آروم انتهاشون را گرفت و با زاویه ملایمی اونها را از خاک درآورد و گفت "سانسوریا هم بازنشته شد"

/ 3 نظر / 21 بازدید
milad

سلام وبلاگم رو بهتون معرفی میکنم. خوشحال میشم در خصوص پست "تصور زندگی تو ژاپن" که الان آپ کردم، کامنت بگذارید و با توجه به لذتی که از پست بردین از سیستم پسندیدن نیز استفاده کنید. باشد که اندکی ژاپنی یاد بگیریم.[لبخند] ببخشید که کامنتم مرتبط با پستی که گذاشتین نبود.ان شاالله اگه تمایل داشتین تو دیدارهای بعدی کامنت مرتبط میذارم. وبلاگم رو پسند کردین همیشه سر بزنید. دوست داشتین لینک کنین. همینجا از حضور گرمتون تشکر میکنم. ممنون.

مهسا

شی شده؟؟؟؟[متفکر]

سما

خیلی خوب بود . خیلی...