برنامه ریزی عصبی- کلامی(NLP)

از اونجایی که من خیلی اخلاقم خوبه و به سینه هیچ کسی دست رد نمی زنم، پریشب به دعوت یکی از دوستان رفتیم به همایش آشنایی با NLP.

اولین بار بود که واژه NLP را میشنیدم. Neuro-linguistic programming یا همان برنامه ریزی عصبی- کلامی، جز علوم و شاخه های نسبتا جدید در علم روانشناسی است که در سال 1975 برای اولین بار مطرح و از هشت سال پیش توسط دکتر کورش معدلی   (سخنران این کنفرانس) وارد ایران شد.

این علم به چگونگی تأثیر کلام و افکار بر سیستم عصبی ما می پردازد. به طور خلاصه این علم به ما می آموزد که چگونه مغز و ذهن خود را اداره کنیم تا به بهترین وجه به نتایج دلخواه خود برسیم.
یکی از اصول
NLP می گوید که همه ما دارای‌ سلسله اعصاب مشابهی هستیم، بنابر این در جهان هر کس قادر باشد هر کاری را انجام دهد،‌ شما نیز می توانید، مشروط به این که مغز و اعصاب خود را دقیقا مانند او اداره نمایید. این عملیات در اصطلاح "مدلسازی" نامیده می شود.
اگر کسی هست که صبحها به راحتی و به سرعت بیدار می شود، پس شما هم می توانید. اگر کسی را می شناسید که می‌تواند رابطه کامل با فرزند خود برقرار کند،‌ پس شما هم می‌توانید. بدیهی است بعضی‌کارها مشکل تر و پیچیده تر است و لذا ممکن است مدلسازی آن کارها به زمان بیشتری نیاز داشته باشد.

توضیحات بالا برای من خیلی جالب، تاثیر گذار و انرژی بخش بود و حداقلش این بود که فهمیدم یک متدهای هست که با استفاده از اونها میتونم هرکاری که هر آدمی از بدو پیدایش دنیا تا الان تونسته انجام بده، منم انجام بدم.

ولی خب صادقانه بگم که با توجه به پیش زمینه هایی که از این جور دوره ها در ایران دارم و شناختی که نسبت به خودم دارم، نمیتونم برای این چیزها وقت و هزینه کنم. یک جورایی نسبت به این جور مسائل روانی که فرمول وار و با متد های خاصی، موفقیت در زندگی را به آدم دیکته میکنن، نمی تونم ارتبط برقرار کنم. ترجیح میدم اگر چه غلط، ولی خودم به متد زندگی خاص خودم دست پیدا کنم. شاید از نظر خیلی ها این جور حرف زدن، مغرورانه باشه، ولی خب هرکی یک روشی داره دیگه.

 

/ 3 نظر / 4 بازدید
هیوا

میدونی این روشها به نظر من در واقع بیشتر آدم رو توی جو میبره. اینقدر هی هر روز هر لحظه به این فکر میندازدت که تو میتونی و تو باید این کارو بکنی و خیلی از اینجور چیزها اما مسئله مهمی رو که هیچ وقت حل نمی کنه اینه که هر اتفاقی توی زندگی آدم هر تحولی بخواد اتفاق بیفته اول باید اون فرد با همه وجودش به وجود اون احساس نیاز کنه همون مفهوم خواستن واقعی که اگه به اونجا برسه دیگه توانستن کاری نداره...اما اینها یه جو زودگذر و سطحیه که تو میتونی تو میتونی تو میتونی بدون اینکه ضمانتی داشته باشه فقط در لحظه خوشحالت میکنه.

نعیمه

راستش من هم زیاد با این روش ها راحت نیستم. قبول هم ندارم که هر کاری دیگران می کنن ما هم می تونیم انجام بدیم. عوامل متعددی هستن که روی کارآیی افراد تأثیر می زارن مثل: فرهنگ اجتماعی، وضعیت اقتصادی، حتی شرایط جغرافیایی و وضعیت آب و هوا و غیره. خیلی این حرف ها رو جدی نگیر.

امین

سلام تبریک میگم وبسایت خوبی داری. فکر کنم تو بهتر از همه خوب میدونی که از کجا اومدی و به کجا میری. بعضی از پست هارو خوندم فکر کنم اونیکه درباره 22 بهمن نوشتی خیلی بجا و قشنگ و واقعا خوب بود، خوشم اومد. درباره تسویه حساب که نوشته بودی کاملا موافقتم خیلی فیلم ضعیفی بود، بازی کردن عطاران تو یه فیلمی که شاید 5 دقیقه هم تو صحنه نبود کاملا واسم تعجب اور بود، از مهناز افشار هم اصلا خوشم نمیادو... اما فرزندی از خدایی که نوشتی خیلی قشنگ بود میتونم فصل جفت گیری بعدش قرار بدم