زندان زنان

- خوشحال هستم. (صدای خنده خودش و بقیه دانشجوها)

مهدی خوشحال. بیست و هشت ساله. از جوشکاری چیزی نمیدونم و فقط اومدم مدرکم را بگیرم که حقوقم زیاد بشه. هیچ تجربه ای هم تو جوشکاری ندارم. کارمند سازمان تاکسیرانی هستم.

- نه استاد. دروغ میگه. کلی تجربه جوشکاری داره تو شغل قبلیش (صدایی از آخر کلاس)

-  استاد بگین شغل قبلیش هم بگه. (صدایی از جلوی کلاس)

- چی بوده حالا این شغل قبلی ات؟ 

- در بخش پشتیبانی زندان زنان کار می کردم. (صدای بلند خنده همه پسر ها و صداهایی آهسته که اونجا خوب جوشکاری می کرده و ...)

دخترهای کلاس، یا اخم می کنند، یا پشت چشم نازک می کنند، یا خودشان می زنند به اینکه نشنیده اند و یا اینکه دارند جزوه می نویسند. 

 

 

کاش میشد برای دختر ها از زندانی حرف می زدم که خودشان را در آن گرفتار کرده اند. کاش میشد بگم که این اخم ها ربطی به حیا ندارد. کاش میشد از لذت بلند خندیدن با پسر ها در سن بیست سالگی برایشان حرف بزنم. 

کاش میشد به پسر ها بگم که نگاه و فکر آنها دختر ها را زندانی کرده.

کاش کسی بود که اینها را به ما بگوید.

کاش خودم هم شهامت بیشتری داشتم.

کاش میشد بفهمم خودم الان در چه زندانی هستم که بعدا خواهم فهمید. 

 

 

/ 10 نظر / 11 بازدید
مهسا

واقعا... خیلی وقته دارم به این فک میکنم واقعا هستید پسرایی که نخواید این جور فکر کنید و بشه که فقط یه دختر از اون زندانش آزاد کنید... الان خوشحالم که اینجوره... یه نفر هست...

آزاده

امیر عزیز. ضمن احترام به نظرت و ضمن این که بسیار شادم از این که به این موضوعات انقدر عمیق نگاه کردی و آرزوهای خوب برای آزادی های زنان کردی، خواستم بگم این ماجرا یک وجه دیگه ای هم داره. یکی از موضوعاتی که در جریان تزم روش کار می کردم مشابه همین بود:آزار جنسی زنان در محیط کار. آزار جنسی زنان لزوما به معنی اقدام فیزیکی از جمله لمس کردن و غیره نیست فقط و گفتن کلمه ها یا عبارتهایی که حاوی اشاره به این مسائل باشه یا شوخی درباره مسائل جنسی هم می تونه آزار جنسی تلقی بشه. این تعاریف در گزارش های جهانی هست نه فقط ایران. اتفاقا در کشورهای دیگه در این رابطه از زنان حمایت خیلی زیادی می شه و حتی مثلا فرستادن ای میل هایی حاوی موضوعات جنسی یا دعوت به مهمانی های خاص وقتی زنی رضایت نداشته باشه هم حکم آزار جنسی رو داره و در قوانین بسیاری کشورها ممنوع و قابل مجازاته. نکته، رضایت زنه. یعنی ورود به مسائل جنسی بدون رضایت زن می تونه آزار جنسی تلقی بشه. که به نظرم در خاطره های که تو تعریف کردی در محیط آموزشی هم این ملاحظات رو میشه در نظر گرفت.

آزاده

قبول دارم که خیلی موارد در فرهنگ ما تابوها و سختگیری های دست و پاگیر برای زنان هست ولی در این مورد می تونه حق با دخترهای کلاس باشه. چون در واقع به نوعی داره به بخشی از مسائل خصوصی اونها اشاره میشه و شاید اونها مایل نباشن که در محیط کار که با هدف آموزش اونجا حاضر شدن چنین چیزهایی بشنون. فراموش نکن که این می تونه جزو حریم خصوصی اونها باشه . از طرف دیگه ممکنه آدم با چندتا پسر هم راجع به این موضوعات حرف بزنه و اتفاقا هم بلند بخنده و اصلا هم خودشو از لذتی که بهش اشاره کردی محروم نکنه، ولی در یک جمع دوستانه و صمیمی نه در کلاس. ممکنه همونها در یک فضای خصوصی تر و در جمع دوستان از اشاره به این بحثها اصلا هم معذب نشن. اما کلاس و کار حکم دیگه ای داره.

آزاده

این بود انشای من! و ضمنا کامنت گذاشتن در وبلاگ شما سخت است و کامنت های من همیشه دیر ثبت می شوند.

امیر

آزاده جان من الان حودم کامنت گذاشتم مشکلی نبود؛ اگر چیز خاصی هست، لطفا بگو. من اینجا کلا هیچ کاره ام.[چشمک]

مهسا

باز هم جای امید هست ... بیتر هیچیه.... (نامرد آدم ضایع کن)[اوغ]

مهسا

اااا چرا شکلک کامنتم اینجوری شد؟؟؟!!! [زبان] قصد من این بودا...

آزاده

خیلی وقت بود که سرت نزده بودم....بهار خوش میگذرد؟ در مورد این پست....بگذار فعلا چیزی نگویم

مونا

امیر جان دقیقا مسئله همینه که خودت هم گفتی، مشکل یکی دو تا نیست، یکی از مشکلات همین نگاه پسرها و جامعه است به دخترها و دختر بودن، همین پسرهایی که این طور راحت و بی پروا سر کلاس یا هر جمعی شوخی می کنند، نگاهشون و فکرشون رو در مورد دختری که اونجا همراه باهاشون خندیده بپرس و مقایسه کن با نگاهشون به دختری که اخم کرده یا سنگین تر بوده، مسئله دقیقا اینه که نگاه جامعه این طور می طلبه، من فکر نمی کنم هیچ دختری در شرایط طبیعی در هیچ کجای دنیا این شوخی ها رو آزار جنسی بدونه، بلکه این دختر در اون لحظه فکر هزار و یک چیز دیگه رو باید بکنه تا خودشو بدبخت و بدنام نکنه...مشکل از دختر یا پسر یا خانواده یا آموزش و پرورش یا جامعه به تنهایی نیست، همه اشون به هم مربوط هستند.

miss.green

کاش میشد گفت به همه ذکور جهان! البته نه فقط در حده ادعا[چشمک]