موضوع موقت

حیف نیست آدم این همه زحمت بکشه، یک مجموعه داستان کوتاه منتشر کنه و بعدش که نوبت انتخاب اسم برای این مجموعه می رسه و قرار هم این باشه که اسم یکی از داستان ها را برای این مجموعه انتخاب کنه، بیاد و اسم داستانی را انتخاب کنه که بیشتر از خود داستان، اسمش قشنگ باشه.

البته اگه از نگاه بازار و مخاطب نگاه کنیم شاید منطقی باشه ولی وقتی یک نویسنده ای از اعماق وجودش داره می نویسه به نظرم نباید به خاطر مخاطب، خودش و احساسش را زیر پا بگذاره.

مجموعه داستان کوتاه "مترجم دردها" را چند بار خوندم.

نمی دونم چرا و می دونم هم که نمی تونیم راجع به درون آدم ها نظر بدیم ولی یک حس عجیبی بهم میگه خود خانم جومپا لاهیری، عاشق داستان "موضوع موقت" از بین داستان های این مجموعه است و تنها به خاطر خاص بودن ترکیب "مترجم دردها" این اسم را برای این مجموعه انتخاب کرده.

نمی دونم چرا اومدم و این ها را اینجا گفتم ولی انگاری خیلی بهم زور اومد که یک آدم با این همه احساسات و در این مجموعه داستانی پر از احساس بیاد و کاری بر خلاف احساسش بکنه.

اولش اصلا قرار نبود بیام اینها را بگم، فقط می خواستم از خوبی ها و بی نظیر بودن "موضوع موقت" بگم.

"موضوع موقت" خیلی خواننده را تکون میده، خیلی اون را با خودش همراه می کنه، ضربان قلبش را بالا میبره و خیلی کارهای عجیبی میکنه که کمتر داستان کوتاهی بتونه  خواننده اش را اینجوری بکنه.

اونجایی که میان و با هم بازی مستی و راستی می کنن و بغض خواننده را در میارن و خیلی جاهای تکون دهنده دیگه داستان.

شاید هم کل این برداشت من از همه جهت اشتباه باشه و خانم لاهیری با انتخاب این عنوان و عکس روی جلد که به نظر بخشی از داستان " موضوع موقت" میاد خواسته یک تیر و دو نشان بزنه یا اصلا یک موضوع کاملا سلیقه ای است و اصلا قابل بحث نیست.

کلا خواستم بگم ما ها که این همه تو زندگی روز مره به هزار تا دلیل منطقی و غیر منطقی مجبوریم پا روی احساسمون بگذاریم، دیگه با چیزی که نماد احساسات مکتوب هست این کار را نکنیم.

ایشالا که خانم لاهیری هم این کار را نکرده.

/ 4 نظر / 30 بازدید
پوچ

ایشالا که نکرده...[نیشخند] من نتونستم اون فایلای دکتر Dyer رو بردارم! اشکال از منه ایا؟!

پوچ

ایشالا که نکرده...[نیشخند] من نتونستم اون فایلای دکتر Dyer رو بردارم! اشکال از منه ایا؟!

قصه گو

هنوز این کتاب رو نخوندم البته نسخه ای که من دارم اسمش ترجمان دردهاست. هر وقت خوندم یه پست در موردش می نویسم.

عین مثل عروسک

من کتاب مترجم درد ها رو تازه تموم کردم کنجکاو شدم بقیه دوستان در موردش چی می گن خیلی این داستان اول به دل من نشست به منم سر بزن