زندگی

 زندگی مدرسه ای است

با حیاطی بزرگ که در آن آسمان نزدیک است،

باغچه ای پر از گل سرخ

پشت بامی پر از کبوتر

معلمانی زشت و زیبا

بچه هایی خوب، مدیری دقیق و ناظمی با قد بلند

من سال ها است کلاس اولی ام

هم کلاسی هایی دارم پیر و جوان

کتاب هایی سخت و آسان

معلم ها، هم کلاسی ها، ناظم، خودم، عقلم

هر یک چیزی میگویند تا بهتر بروم

تا بهتر برسم

تا بهتر باشم، تا تا تا تا...

آخ از این الفبای زندگی

چند بار رد شده ام.

خودم/ اردیبهشت هشتاد و یک

ته نوشت:

خیلی خوبه که آدم دست نوشته های قدیمش را نگه داره. میفهمه بعد چند سال چیزی بهش اضافه شده یا نه.

/ 8 نظر / 2 بازدید
مهسا

"آخ از این الفبای زندگی... من سال هاست کلاس اولی ام"... [گل] راس گفتی، توی همین مدرسه است، که یه روز سیبمون رو با هم نصف می کنیم و یه روز همدیگرو می زنیم زمین... آره راس گفتی زندگی مدرسه اس، زندگی مدرسه اس، همون جوری که یکی توی چادرش درس می خونه و یکی توی مدرسه چند ملیونی ش همون جوری که با خیلی از دوستای کلاس اولی مون رو یه نیمکت نشستیم و الان سال هاست خبری ازشون نداریم.... چقدر دلم و گرفت این نوشته ت ... دلم گرفت که زندگی انقدر کوچیک و ما توش رد می شیم. چه قدر این نوشته واسم حرف داشت.

مانا

اگه ترشی نم یخوردی یه چیزی می شدی...حالا که دیگه بی خیال گذشت[زبان]

آزاده

خوندن این نشوته های قدیمی خیلی لذت بخشه. یکی از لذتهای داشتن وبلاگ اصولا همینه. که ببینی چه مسیری رو پشت سر گذاشتی.

نعیمه

امیدوارم که خیلی چیزها اضافه شده باشه.

نعیمه

امیدوارم که خیلی چیزها اضافه شده باشه.

مانا

سلام با نگهداری این اسناد موافقم من هم در آینده وبلاگم رو نشون نوه هام میدم [زبان]