از دفتر اول مثنوی

پنجشنبه هفته بعد دفتر اول مثنوی در ادامه جلسات تفسیر مثنوی تمام می شود، دفتری که بی اغراق دفتری جدید از زندگی را به روی هر آنکه بخواهد باز می کند.

با فرض تکراری بودن برخی صحبت های سخنرانان در جلسات اینچنینی، حداقل توشه هر آدمی از آن، شنیده شدن ابیاتی از مثنوی و تازه شدن روح  و حسی مثبت است از ارزشی که برای خودمان قائل می شویم.

زمانی را که برای خودمان و درونمان صرف می کنیم و به جایی می رویم تا کمی هم غیر از هیاهوی روز مره و غم نان، در آن چیز دیگری هم باشد.

ابیات زیر دلنشین ترین های دفتر اول بود از نگاه من:

مال و زر سر را بود همچون کلاه                     کَل بود او کز کُلَه سازد پناه(بیت 2343)

(زر و مال همچون کلاهی است که بر سر می گذارند، آنکس که به کلاه پناه ببرد کچل است)

آنکه عالم مست گفتش آمدی                       کَلّّّمینی یا حُمَیرا می زدی(بیت 2427)

( اشاره به پیامبر که همیشه دوست داشت عایشه برایش حرف بزند)

آنچه تو گنجش توهم میکنی                       زان توهم گنج را گم میکنی(بیت 2475)

زانو آن دم زن که تعلیمت کنند                    وز چنین زانو زدن بیمت کنند(بیت 2450)

اسم خواندی، رو مسمی را بجو                مه به بالا دان، نه اندر آب جو (بیت 3456)

کس  نیابد بر دل ایشان ظفر                    بر صدف آید ضرر نی بر گهر (بیت 3496)

ته نوشت:

1- جلسات سخنرانی دکتر ناصر مهدوی با موضوع تفسیر معنوی کماکان هر پنج شنبه ساعت 17 در حسینیه ارشاد برگزار می شود.

2- شماره گذاری ابیات بر اساس نسخه آقای عبدلباقی گولپینارلی است.

3- دوستان ادبیاتی جسارت بنده در توضیحی که برای دو بیت گذاشتم را بپذیرند. بیشتر برای خودم است که بهتر درک کنم.

 

/ 2 نظر / 12 بازدید
نسیم

سلام. تفسیر مثنوی میری؟ حسودیم شد. بازم برامون بنویس.

قصه گو

اتفاقن توضیحات خیلی خوبی بود چون من هم نفهمیدم.