سعادت... سعاااااادت...سعادت

سعادت....سعادت...سعاااااادت...........سعاددددددددددت

یک نفر سعادت. سعادت... سعادت نبود.....سعادت حرکت

اینها صدای مردی است که هر روز صبح زیر پل پارک وی منتظر یک نفر است تا او را به سعادت برساند و من هر روز حسرت کشان از کنارش میگذرم و به سمت سرویس محل کار میرم.

شاید یک روز شهامتش پیدا کنم و به سعادت برسم.

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

یه چیز بگم... اون روزی که شهامتش پیدا کنی، ممکنه، یعنی احتمال زیاد تا میای بشینی که اون یک نفر رو پر کنی یکی دیگه زودتر از تو رسیده... خیلی تجربه اش کردم...

sami

ای کاش به همین سادگی اتفاق می افتاد, که یک نفر دیگری ما را به سعادت برساند ...

مهسا

ما که بخیل نیستیم !![عینک] هر روزم خودمون از این سعادتا سوار میشیم.

مهتاب

سلام یاد دوست عزیزی افتادم که می گفت : سر خیابان بهشت داد می زنند بهــــــــــشت کاش به همین راحتی بود ... ممنون از این متن زیبا و نوستالژیک شاد زی ...

سما

یعنی اینجور که معلومه پدر هر چی GRE ه شما داری در میاری دیگه... [لبخند]

مهسا

خدا به داد برسه پس ما تا آبان نیایم این ورا!! آب و هواش ینواخت...[لبخند]

نسیم

سلام. سعادت مسیر منم بود از ونک البته و همش میگفتم چه سعادتی چه کشکی. امیرجان پسرم[نیشخند] شدیدا درگیر درسی. برات آرزوی موفقیت می کنم.

سما

سه هفته شد دیگه.. تجربه ای ، تعریفی.. چیزی ..

سحر

دوستم کجاییی ؟؟؟؟ چرا اینهمه وقته نیستی ؟؟؟؟