هر دم از باغ

قرار نبود تو هم نباشی. دیگر داشت باورم میشد که پیدا کرده ام. کاش نمیگفتی از شب هایی که آرزو میکنی صبحش نباشی. کاش از کابوس هایت، ار بودنت در خواب و رویا، از دیدن آدم های خیالی و از شکست هایت چیزی نمی گفتی.

دختر جان همه چیز را که نباید گفت.

من هم آدمم. میترسم. میترسم از آینده با تو بودن.

/ 9 نظر / 7 بازدید
مسافر یادگیرنده

همه چیز رانباید گفت! نمیدونم به نظرم شاید اگه همه چیز رو گفت و از اول همه چیز شفاف جلو بره بهتره...

آزاده

خیلی ابلهانه است، اگه بگم که فارغ از محتوا، روایت این پست عالیه؟ در واقع یک داستان کوتاه همدلی برانگیز و درخشانه به نظر من. در مورد محتوا واقعا نمی دونم چی بگم. فقط می تونم بگم بذار خودش پیش بره. معمولا درست پیش می ره.

فريما

دخترهارو خييلي جدي نگيرين. بعضي مواقع زيادي احساساتي مي شوند و يه چيزياي رو ميگن كه نبايد!!!!!! اگه سنشون كم باشه كه ديگه بدتر [رویا]

سما

چیزایی که آدما می گن مهمه امیر، اما یه جورایی انگیزه ی گفتنشون مهم تر از اون چیزیه که می گن....من دو تا نکته دارم که البته و مطمئنن برای آدمای مختلف متفاوته، من در مورد خودم می گم... اگر یه احساسی برای من خیلی جدی باشه و برای خودم مهم باشه و ربطی به کسی نداشته باشه مثلا این حس که گاهی بخوام خودم رو بکشم، هیچ وقت به زبونش نمی آرم، چون برام جدیه و دلم نمی خواد کسی بدونه... چون مال ِ منه، یه حسیه که به کسی ربط نداره و خب چیز خوبی هم نیست که بخوام منتشرش کنم.. کسی که اینا رو می گه یا یه حرفی از یه حس ها ی لحظه ای و گذراش زده که چندان درونی یا مهم نیستن براش یا بهشون به دید مشکل نگاه نمی کنه( که اگر واقعا اینا رو جدی داشته باشه و فکر نکنه مشکل داره یه ذره باید آدم حواسشو جمع کنه)، یا خیلی صادقه و نمی دونم شاید بهترباشه بگم درونگرا است شدیدا و یه جورایی کمک می خواد و شدید اعتماد کرده و مطمئنه...مثلا من ممکنه اگر خیلی شدید احساس کنم افسرده ام چون تجربه اش رو دارم همه انرژی ام رو بزارم و به طرفم بگ که فکر می کنم افسردگی داره میاد (انرژی بزارم و بگم ، یعنی گفتنش سخته اما فکر کنم کار درست تر اینه که بگم و این یه جور کم

سما

تو کامنتم برونگرا باید می گفتم نه درونگرا... یه کم حرف فریما رو درک می کنم که می گه جدی نگیر، یعنی درک می کنم که این جور حرفا ممکنه جدی نباشن .. اما این که چرا زده می شن مهمه، و این که تو چه عکس العملی در برابرشون نشون بدی هم مهمه.... همین که می گی همه چیز را که نباید گفت.. هممون یه سری احساسات یا تجربه های خیلی شخصی داریم.. چه انگیزه ای داریم از گفتنشون، خیلی شجاعیم مثلا یا صادق هستیم ..یا به نظرمون موارد مهمی نیستن و همین طوری می شه گفتشون بدون عواقب... یا می خوایم گوشی رو بدیم دست طرف که حواسش بهمون باشه.. یا چی... دلیل گفتنشون مهمه...

فریناز

کلا" نترس، گذشت زمان مسیر رو بهت نشون میده :)

حسنا

من قصه پشت این چند خط رو نمی دونم که نظر بدم فقط می تونم بگم که خیلی ساده و روون و دل نشین نوشتی و با نظره آزاده خانوم موافقم خیلی

طناز

همه ی ادم ها یه سری اغتشاشات ذهنی دارن.. یه سری فکر ها ... ترس ها .. ابهام ها..تصمیم ها... نگرانی ها اگه کسی اینها رو به زبون نیاره به این معنا نیست که اینا تو اون شخص وجود نداره و بالعکس اگه گفت اینا واسش نقطه ضعف محسوب نمیشه!!! و این نباید باعث بشه بترسین از آینده... من به شخصه همه ی این مواردی که ذکر کردین و میگم.. نه به هر کسی !!!! به یه ادم خاص... کسی که نه منو قضاوت میکنه نه برداشتی راجبم میکنی... کسی که دوسش دارم و بهش اعتماد دارم.. میدونم هرچی بگم بازم من براش طنازم!!!! بازم همون قدر منو دوست داره!! اینارو گفتم و بهم کمک کرده وگرنه معلوم نبود چی میشد!!!! چرا فکر نمیکنین گفته که با وجود شما این قضایا حل بشه.. در کنار شما!!! امیر آقا اگه کسی که در موردش حرف میزنین شخصیتی مشابه من داشته باشه و شما راجع به حرفاش اینطوری جبهه گرفتین و قضاوت کردین ظلم بزرگی کردین بهش!! شاید هم در مورد دوست داشتن شما به خودش مطمئن بوده و هم بهتون خیلی اعتماد داشته شاید بیشتر از هر کسی...شاید.. چشم هارا باید شست!!! همیشه همه چی با منطق جواب داده نمیشه!

طناز

خواهش میکنم.. میدونین من خودم گاهی از احساسات و حتی تفکراتی که دارم به شدت گیج میشم... در نتیجه حق میدم به شما که خیلی وقتا دخترا رو نفهمین!!! امیر آقا همه ایده آل گرا هستن...روح و اندیشه ی انسان همیشه بهترین هارو میخواد ولی باید قبول کنین انسانی مبرا از همه خطایا تخیلیه... کار درستی میکنین که دنبال ایده التون میگردین.. ادم باید طوری انتخاب کنه که جای ای کاشی نذاره تو کاراش اما واقع بین باشین البته من حرفایی که زدم در حد همین پست و بدون در نظر گرفتن (( یک چیز های دیگه...)) بود [لبخند]