مکتب آقا تیمور

آقا تیمور 45 ساله است.

 قدی کوتاه با موهای مشکی پرکلاغی، کمی شکم و چشمانی قورباغه ای مشخصات ظاهری او را تشکیل می دهد.

آقا تیمور همیشه پر از انرژی است. جمله همیشگی اش "وقت زیبای شما به خیر مهندس" است. چنان بلند و رسا حرف می زند که اگر تمام غم های دنیا را هم داشته باشی همه اش یادت می رود.

آقا تیمور همیشه قبل از اینکه وارد اتاق شود چنان محکم به در می زند که بارها چند متری از جا پریده ام. دانِ سه تکواندو دارد و می گوید دست خودش نیست، هم باید حتما قبل از ورود در بزند و هم نمی تواند یواش در بزند.

آقا تیمور هر هفته با همسرش به جایی تفریحی در اطراف تهران می رود. استثنا هم ندارد، دقیقا هر هفته.

آقا تیمور هر روز shave می کند. روزهایی که من shave کرده و تر تمیز میام سر کار میگه، "به به مهندس ایشالا ایندفعه دیگه حله".

دیروز بعد دو سال فهمیدم که آقا تیمور بچه ای معلول دارد. می گفت " مهندس وقتی خدا چیزی را برامون نخواسته، من چرا به زور ازش بخواهم؟"

آقا تیمور اتاق ها و دستشویی را طی می کشد.

/ 6 نظر / 12 بازدید
مهسا

عاشق معرفی آدمای زندگیتم. دم آق تیمورتون گرم، خیلی قدرشو بدون، همه می نالن ازشون... [لبخند]

ازاده

امیر!خیلی قشنگ نوشته بودی مطلبت رو. بسیار گویا و بسیار با ادبیات زیبا. به نظر من جهشی در نگارش بلاگی شما بود. ممنون.

حوض نقاشي

ما هم يه دونه داريم از اين آقا تيمورها، اسمش ملك حسينه ... يه بار ازش نوشته بودم...

قصه گو

آخ که من عاشق این آقا تیمورهام آقا تیمور وجودتان زیاد باد

مانا

خب امیرجان یه نکته که هست اینکه آیا در ادبیات فارسی واژه ای معادلی برای shave وجود ندارد؟؟ دوم اینکه معمولا تی می کشن نه طی!!!! سوم اینکه خدا شاهده اگه فکر کنی من خصومت شخصی بات دارم که ازت ایراد می گیرم؛ من فقط م یبینم ماشالله واسه تعریف که زیاد دور و برت هستند دوستان، یکی هم باشه محض تنوع...همین:) خدا به همه ما بزرگی آقا تیمور رو عنایت کنه واقعا؛ نعمتند اینجور آدم ها!

نسیم

خب من هیچوقت نمیتونم خدای آقا تیمور و این تسلیم و راضیم به رضای اون رو درک کنم. منصفانه نیست.