سیاست زنانه

در این که ما مردها موجودات ضعیفی در برابر کرشمه های زنانه هستیم، هیچ شکی نیست.

این را همه میدونیم که اگر نیاز مردونه منجر به وصال بشه، اون وصال محکوم به فنا است و اون رابطه دیری نخواهد پایید اما سو استفاده از این کشش غریزی توسط خانم ها هم میتونه عواقب خطرناکی را در پی داشته باشه.

شاید تحریک بیش از حد یک مرد و کام ندادن به او برای رسیدن به مقاصدی خاص  مثل کسب ثروت یا قدرت منطقی باشه و بشه اسمش را گذاشت سیاست زنانه ولی این قضیه راجع به آدم های معمولی که وصال به اونها، چیز خاصی را به همراهش نداره، هیچ توجیهی نداره.

روشی خاص در بین دختران امروزی باب شده و اون احساس فرا آگاهی از هدف پلید پسرها در یک رابطه است و به همین دلیل به اصطلاح خودشون،  از روش سرکار گذاشتن اونها برای مقابله با این قضیه استفاده میکنن.

این روش شاید در ظاهر پاتکی باشه به پسرهایی که تنها هدفشون از یک رابطه فقط همونه، ولی تاثیرات منفی این کار بر روح دو طرف که ناشی از نوعی ریاکاری و سیاسی کاری در رابطه ای انسانی است، انقدر زیاده که تا مدت ها اثرش در زندگی طرفین میمونه و روح اونها را کوچیک و سقف دنیاشون را تا حد بازی های بچه گونه کوچیک میکنه.

به نظرم از لحاظ اجتماعی، بدترین تاثیر انقلاب، ترویج ریا و تظاهر در بین مردم بوده که کم کم داره به جوان ها و نوجوان هم کشیده میشه و کار داره به جایی میرسه که حتی در داخل یک خانواده هم بین اعضای خانواده صداقت وجود نداره. عدم صداقتی که با چیزهای مثل سیاست زندگی، سیاست زنانه و ... توجیه میشه.

بعدا نوشت:

خدا را شکر بازهم نظرات یک پست از خود پست بهتر و مفید تر شد. هر جواب یا توضیح اضافه ای که برای هر کدوم از نظرات بخواهم اضافه کنم، خرابشون کردم. بازهم ممنون از همه.

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حوض نقاشي

چيزي كه از خوندن پستت تو ذهنم موج مي زنه اينه كه يك نفر قراره يك چيزي رو بده و يكي ديگه بگيره...بعد چون اين چيزي كه قراره گرفته بشه يا داده بشه ارزشمنده، مي شه با سياست هايي بازي رو به صورت برد برد درآورد يا باخت رو خيلي مذبوحانه نپذيرفت... اما ادرواقع موضوع جنگ نيست، تو اون مورد پول و قدرت و اين حرفا باهات موافقم اما تو روابط معمولي، .. تو بحث رابطه خانوادگي و كاري و دانشگاهي و آشنايي و دوستي گروهي كه حرف زدن در رابطه با ناز و كرشمه و دادن و گرفتن و اين حرفا خيلي خيلي خنده داره و اصلا نبايد موضوعيت پيدا كنه. اما تو دوستي هاي دو نفره و به معناي دوستي..

حوض نقاشي

... مي دوني امير، يه پست داشتي راجع به سفر نازك سرا و اين حرفا، قضيه دوستي دختر و پسرها هم تو مملكت ما شده نقل همون، خداييش چند بار شده تو كافي شاپ دو نفر رو ببيني و بتوني مطمئن باشي از بودن با هم لذت نمي برن؟ باور كن من در نهايت قضاوت عادلانه خيلي ديدم..خيلي هاشون دوستاي خودم بودن..كه مطمئن بودم اگر اون طرف از جنس مخالفشون نبود، عمرا باهاش دوستي مي كردن-حالا موضوع چيه كه فكر مي كنن اگر دوست دختر يا دوست پسر نداشته باشن دنيا به آخر مي رسه دلايلي داره كه خيلي مفصله و خيلي متنوع - بعد فكر كن تو اين اوضاع كه تنها دليل شكل گيري يه رابطه دختر بودن يا پسر بودنه ( يعني صرفا جنسيت) يكي بخواد ادعاي دوستي پاك ( اصطلاح به شدت خنده دار اگر به معناي دوستي با فاصله شرعي باشه) كنه يا بخواد خودشو بزنه به اون راه.. فكر كن اونوقت اين تنها دليل يه رابطه هم از بين مي ره و مي شه موش و گربه بازي .. بعني همه جوره باخت..

حوض نقاشي

فكر كن وقت و انرژي و يه مقداري به طور ناخودآگاه و از روي عادت احساست رو بخواي بذاري براي هيچي.. كه فلاني و بهماني يه وقت فكر نكنن بي كلاسي.. يه جنبه ديگشم اينه كه در ذهن خيلي دخترا و پسرها جا افتاده كه م محلي بهترين راه به دست آوردنه.. اما واقعا دو تا آدم عاقل و بالغ ، نمي تونن جور ديگه اي كمالاتشون رو به هم نشون بدن و همديگه رو جذب كنن، يا به دست بيارن؟ تنها راهش لب چشمه بردن و تشنه بر گردوندنه؟ يا در مورد پسرها قايم موشك بازي كردنه؟ اصلا چرا به دست بيارن؟ اين به دست آوردن رو من نمي فهمم وقتي كه حداقل اعتماد صميميت وجود نداره... به نظر من اگر دختر يا پسري هنوز به اون درجه از شعور نرسيدن كه درك كنن دختر بودن با پسر بودن فرق داره و اصلا يكي از ارزشها در اين مورد مي تونه آشنا شدن با يه دنياي متفاوت باشه يا اين كه يخواد دو دو تا چارتاي هزينه و فايده راه بندازه و يه رابطه دوستي رو تبديل به يه معامله تجاري كنه، ارزش وقت و انرژي گذاشتن ندارن..

حوض نقاشي

البته در يه مواردي مسائل فرهنگي و مذهبي مملكت ما هم هست كه خيلي هم مهمه.. و باعث مي شه در يه مواردي شايد آدما بر خلاف خواسته و يا عقيده شون رفتار كنن، اما بازم يه كسي كه با خودش رو راسته و به يه ثباتي رسيده، در اين موارد هم تكليفش با خودش و طرف مقابلش معلومه ... واي چقدر حرف زدم...

صدف ( همسایه دریا )

به نظر من آدم های مثبت و پاک و روشنفکر هرگز تو هر جور رابطه ای که باشه از عشوه گری زنانه یا از اغواهای بی اساس مردانه استفاده نمیکنه و خودشه. و آدمی که منفی باشه و کلا اهدافش تو رابطه خیلی بچه گانه باشه معلومه که دست به هر کار بی مزه ای می زنه.

هيوا

راستش من چندبار این نوشته ات رو خوندم و همین طور نظرها رو...یا من این روزها مغزم کار نمی کنه یا... نمی دونم من گیج شدم اصلا. نمی فهمم داریم با چی موافقت می کنیم با چی مخالفت. البته یه جورایی فکر می کنم کم حوصلگی نویسنده در بیشتر نوشتن و بیشتر باز کردن مطلب هم در این گیج شدنه من بی تاثیر نباشه. اما اون چیزی که من می فهمم اینه که اصلا هیچ تناقضی بین با سیاست رفتار کردن چه زنانه و چه مردانه با با صداقت رفتار کردن نیست. می دونم که الان مخالف های زیادی برای خودم درست م یکنم. اما کاملا صادقانه نظرم اینه و می دونم هم که همه شمایی که مخالفت هم م یکنید در رفتارهاتون حتما سیاست هم دارید اصلا هم نا آگاهانه نیست. فقط این جور مواقع که میشه وقتی سیاست و صاقت کنار هم قرار می گیرند به نظر میاد که چقدر سیاست زشته و نقطه مقابل صداقته. در حایکه اصلا اینجوری نیست.

هيوا

در مورد بعضی حرف ها خیلی بدیهی موافقم. نگاه صرفا جنسیتی به روابط بین آدم ها که متاسفانه هنوز در ایران هست و ریشه در فرهنگ و عرف جامعه ما داره و باید عوض بشه کاملا درسته. اینکه این نگاه باعث شده دخترها از جنسیتشون ابزاری بسازند برای رسیدن به اهدافشون و یا ژسرها از این قضیه سواستفاده یا سوبرداشت کنند هم درسته. اما من میگم همه ما بیاییم کلاهمون رو قاضی کنیم ببینیم خداوکیلی همین رابطه های مبنی بر صداقت و شعور و فرهنگ که ما از اونها دم می زنیم ایا واقعا عاری بوده از هرگونه سیاست زنانه و یا حتی ناز و کرشمه های زنانه برای رسیدن به خیلی از اهدافمون؟ و نه اینکه بگیم نه ما هم ایراد داریم و داشتیم و باید خودمون رو اصلاح کنیم. نه من معتقدم این بخشی از یک رابطه بین دوجنس مخالف هست بخشی از ضرورت این رابطه. نه تنها در رابطه عاشق و معشوق و نه تنها در رابطه منحصر بین دو نفر که به نوعی رابطه احساسی بین اونها شکل گرفته بلکه بین هر دو نفری که با هم دوست هستند به عنوان دو انسان.

هيوا

من می دونم که در اینجا منظور از سیاست داشتن یا نداشتن نگاه به اون جنبه هایی از این قضیه است که باعث سواستفاده میشه و منظورت زمانی بوده که سیاست ها به رندی هایی بدل میشه که رابطه رو خراب می کنه. حرفت رو قبول دارم چون منظورت رو می فهمم. اما نیاییم بگیم ما اصولا در رابطه بین دو نفر فقط به صداقت و صمیمیت نیاز داریم و رابطه بر این اساس است و بس. نه من شخصا معتقدم رابطه به سیاست نیاز داره. رابطه به ناز وکرشمه های زنانه نیاز داره حتی برای رسیدن به هدف که اصلا فلسفه رابطه دو جنس مخالف در همین تفاوت هاست. در همین هاست که شاعر میگه "معشوق همه ناز است و عاشق همه نیاز" و من فکر میکنم قشنگیه رابطه به همین تفاوت های خدادادی و طبیعی است که در ذات بشر قرار داده شده. و من اینجاست که با این حرفت که این سیاست زنانه در روابط معمولی توجیهی نداره مخالفم. این ذات یک رابطه است ولی به شرط اینکه از اون سواستفاده نشه، به شرط اینکه بلد باشیم از این پتانسیل خدادای به درستی استفاده کنیم. و این اشتباه رایج را نکنیم که سیاست رو کنار واژه هایی چون ریا و دورویی و عدم صداقت و تظاهر نگذاریم. سیاست داشتن لازمه هر رابطه انسانی است و اصل

هيوا

و اصلا ضمانت بقای یک رابطه است. خیلی معذرت م یخوام از این حرفها ولی اگه اینها رو گفتم چون به تجربه شخصی دریافتم که صداقت محض جز ویرانی چیزی به دنبال نداره ولی صداقت با سیاست تدبیر یک رابطه مرده رو زنده و شکوفا میکنه. البته اینم بگم من برداشتم از این نوشته همین بود، یعنی احساس کردم نظرم تناقضی با حرفهای تو نداشت ولی چون خیلی خلاصه وار اشاره کردی برای روشن شدن اذهان این ها رو نوشتم.

نعیمه

وقتی با دوستان و همکاران جوانم درباره دوستی هاشون با جنس مخالف صحبت می کنم خوشحال می شم که دوران ما خیلی هم از این خبرها نبود. یعنی بود ولی نه انقدر زیاد. حداقل اون موقع می شد روابطی سالم و دوستانه رو تجربه کرد.