در باب شناخت و درمان بیشعوری

از اونجایی که دوستان مختلف، مفصل راجع به کتاب بیشعوری نوشتن، فقط قسمت های جالبتر را آوردم:

 

- اگر بی شعورها عاشق می شوند فقط به یک دلیل است :می خواهند در هیچ چیز کم نیاورند، از جمله عشق.                وینیفرد، عاشق شکست خورده ی یک بی شعور.

- تابلوترین نوع بی شعوری های تجاری، بی شعور های MBA هستند که این حروف مخفف عبارت " خبره در بی شعور بودن " ( Master of Being an Asshole ) است.

 

 

افراد و گروه های در معرض ابتلای شدید به بیشعوری

 

  1. ماموران اداره مالیات و ممیزها .
  2. افسران راهنمایی و رانندگی.
  3. کارمندان ادارات دولتی.
  4. وکلای دادگستری.
  5. تمام کسانی که می خواهند با بیچاره کردن انسان ها، حیوانات را نجات بدهند.
  6. مردمی که از زندگی در شهرهای بزرگ و دودآلود مثل نیویورک لذت می برند.
  7. کارشناسان بیمه.
  8. کسانی که یک طوری در خیابان رانندگی می کنند که انگار ارث پدرشان است.
  9. آدم هایی که با لبخندهای مصنوعی هی     می گویند : " روز خوبی داشته باشید."

10. کسانی که به زور می خواهند دیگران را به راه راست هدایت کنند.

11. نمایندگان کنگره آمریکا.

12. روان شناسان و روان کارها.

13. منتقدان مطبوعاتی.

14. آدم هایی که توی صف جا می زنند.

15. شرخرها.

16. آنهایی که اصرار دارند کلمات معمولی را عجیب و غریب بنویسند.

17. استادان چپ گرای دانشگاه ها.

18. دولت ایران.

19. زن هایی که پاتوقشان حراجی هاست.

20. کسانی که در خیریه ها کار می کنند و دائمآ کاسه به دست هستند.

21. آدم هایی که درباره بیشعوری کتاب می نویسند.

22. آنهایی که صدای پخش ماشینشان را تا ته زیاد می کنند.

23. اعضای کمیسیون های تخصصی شورای شهر.

24. سران اتحادیه ها.

25. زنانی که اپیلاسیون نمی کنند.

26. کسانی که می خواهند با تماس تلفنی چیزی را به زور بفروشند.

27. کسانی که موقع غذا خوردن بحث می کنند.

28. پدر و مادرهایی که بچه هایشان در اماکن عمومی هر غلطی که می خواهند می کنند.

29. دیکتاتورهای خاورمیانه ای.

30. هر کسی که این کتاب را جدی بگیرد

 

 

 

نشانه های بی شعوری در جامعه

 

  1. تبلیغات تلویزیونی گروه های تندروی مذهبی.
  2. تحقیقات 19 میلیون دلاری برای بررسی تاثیر گوزیدن گاوها بر گرم شدن زمین.
  3. پرداخت یک میلیون دلار به هنرپیشه ها برای حضور در آگهی های بازرگانی تلویزیونی.
  4. اینکه یک نفر با داشتن یک جفت پا، 500 جفت کفش داشته باشد.
  5. هنر دانستن انکار.
  6. استفاده از صداهای ضبط شده در فرودگاه ها و آسانسورها: طبقه سوم ... دینگ.
  7. ادغام کمپانی های کوچک در کمپانی های بزرگ و پرداخت مبالغ هنگفت برای بازخرید مدیران پیشین.
  8. سوزاندن پرچم با توجیه آزادی بیان.
  9. یارانه اضافه بر سازمان برای کشاورزان تنباکو.

10. آزادی حمل اسلحه برای بعضی غیرنظامی ها.

 

11. گسترش مخاطبان شبکه های تلویزیونی عامه پسند.

12. عطش دیوانه وار جامعه به پیشرفت بسیار سریع و تولید و مصرف اخبار افتخار آمیز.

13. استفاده از مخفف واژه ها به جای خود واژه ها.

14. ندانستن معنای مخفف ها.

15. استفاده از مکتب های فلسفی دهان پرکن در کوچه و بازار.

16. مدیر یک دقیقه ای .

17. کتاب سوزی.

18. بزرگ شدن دولت.

19. طبیعی شدن پریدن مردم به همدیگر.

20. دیپلمه هایی که نتوانند مدرک دیپلم شان را از رو بخوانند.

21. علاقه ویژه به برنامه های اتمی و صرف هزینه های هنگفت برای ساخت یا وارد کردن سلاح های مخوف نظامی.

22. داروهای شادی آور.

23. باور عمومی به نسبی بودن حقیقت.

24. شبکه های خرید تلویزیونی.

 

ته نوشت:

1- من هم اعتراف می کنم در خیلی از مقاطع زندگی ام بیشعور بودم.

2- کتابی است که باید خواند. شاید خیلی جاهایش تکراری باشد اما برای انبساط خاطر گزینه فوق العاده ای است.

3- واریز پول پیتزای مترجم یادتون نره. انصافا ترجمه عالی کردن و ابتکار حاشیه نویسی کتاب هم در نوع خودش بی نظیر.

/ 5 نظر / 47 بازدید
نسیم

سلام. همه مون در خیلی از مقاطع زندگی بیشعور بودیم. من نخوندمش. الان دانلود کردم. همش تنبلی می کردم. از این MBA بيشعوري خيلي خوشم اومد خيلي.

قصه گو

از اون کتابهای باحاله با حال به معنای واقعی کلمه

سما

تمرکز خوندن ندارم اصلا حتی همین پست رو در چند نوبت خوندم. اما خوب بود ازش شنیده بودم ولی هیچ نظری نداشتم که چه جور می تونه باشه.. از چیزی که فکر می کردم خیلی دوست داشتنی تره ... مرسیییییی.

آزاده

آقا ممنون. دانلود گردید. رفت در نوبت مطالعه. اگه این تز کوفتی تموم شه فقط!

سحر

پاک بی شعور شدم رفت که !