بازی با تکنیک و لغات

از ژست روشنفکری آدم هایی که از یک تئاتر یا فیلم سنگین میان بیرون و بدون اینکه بفهمن چی شده میگن فوق العاده بود، خیلی بدم می آید.

هنرمندهایی هم که یک جورایی تلفیق چند تکنیک هنری را بدون اینکه جمع اونها با هم مفهوم خاصی را داشته باشد در فیلم یا تئاتر یا شعرشون استفاده می کنن، اصلا دوست ندارم.

نمونه بارزش شعرهای علی معلم یا فیلم شبانه یا ...

البته احتمال خیلی زیادی هم وجود دارد که به دلیل عدم تسلط بنده به صورت تخصصی به این جور هنر ها باشد که چیز زیادی متوجه نمیشم ولی نمی دونم چرا در خصوص بعضی از این کارهای هنری احساس می کنم که اون هنرمند فقط چند کلمه قشنگ یا تکنیک فیلمبرداری یا ... را کنار هم گذاشته بدون اینکه اون اجزا را به صورت یک کل در نظر بگیرد.

همه این ها را گفتم که بگم من از این فیلم شبانه نه تنها هیچی نفهمیدم بلکه احساس می کنم خیلی ناشیانه داستان غیر خطی شده بود و از فلش بک های بی مفهومی در فیلم استفاده شده بود.

نکته جالبش تماشاگرانی بودند که وسط های فیلم با پچ پچ های اعتراضی بلند سینما را ترک می کردند.

خیلی بد که وقتی خودمون از یک چیزی خوشمون نمی آید احساس می کنیم بقیه هم باید همین جوری باشند و اخساساتمون را بلند بلند بدون احترام به سایر آدم ها و سلایق و در مکانی که جای این کار نیست بیان می کنیم.

از اون فرهنگ های خاص تماشاگران ایرانیه.

/ 8 نظر / 5 بازدید
بهرام

دوست عزيز سلام سايت خوبي داريد اگر وقت كردي به سايت منهم سر بزن ممنون[گل][گل][گل]

سپیده

درمورد پاراگراف اول و آخر بسیار بسی موافقم! خوب شد این توفق اجباری رو گفتی که من عذاب وجدانم برای ول گشتن از بین بره!

سپیده

درمورد پست قبلی کافه هنر رو منم خیلی دوس دارم!چرا پلمپ شه؟؟!؟!؟!

اسحق فتحی

درود بر شما- باهات موافقم این ژست روشنفکری رو خوب اومدید -ممنونم از حضوزتون زنده باشید

هیوا

خدایی آدم تو سینما کتک کاری کنه ولی از این کارها نکنه![چشمک]

آفتاب

عواقب خاصی که نداره جز کلی هدیه و عروسک و خوراکی های خوشمزه. همینطوره؟

اسحق فتحی

امیر جان از اینکه همیشه هستی ممنونم رفیق زنده باشید

آفتاب

ای بابا سخت می گیرید پدر. باشه قبول من دختر حرف گوش کنی هستم من عاشق شیرینی شون هستم اینه که عذابشو به جان میخرم