پاییز یعنی زندگی

مرسی که میای تا بتونیم رقصیدن برگ ها را تو هوا ببینیم، مرسی که همیشه به موقع میای، مرسی که اگه میری سال بعدش طبق قرار همیشگی ات میای.

مرسی که مجبور نیستی به خاطر کسی بری یا به خاطر کسی بیای، تو میدونی که فقط برا خودت نیستی که بخواهی بری و برنگردی، تو میدونی چه گریه هایی پشت سرت هست، حرمت اون اشک ها را نگه میداری و بر میگردی. فقط تویی که میتونی با اومدنت دل این همه آدم بلرزونی و کاری کنی که بی اختیار و بی دلیل با گریه خودشون را خالی کنن.

تو بهتر از اون عاشق ها میدونی که با رفتنت هیچی جات را پر نمی کنه، میلیون ها آدم هم دور و بر یک عاشق باشن با میلیون ها کار، بازهم اونی که باید باشه و نیست نمیشه.

شاید صدای خش خش برگ هات را همیشه سر همین موقع شنیدیم و هر و هر سال داره تکرار میشه اما خودت میدونی که هر بار برامون یک معنی میده، برگ هات هر بار یک جور دیگه میرقصن، یک جور دیگه نگاه میکنن، یک جور دیگه صدا میکنن.

پاییز عزیز از تو ممنونم که مثل خیلی چیزهای دیگه تو این دنیا عوض نشدی و هنوز همون پاییز همیشگی هستی.

/ 3 نظر / 16 بازدید
دل نویس

پائیز...فصل زیبایی فرصت - برای دوباره دیدن زیبایی ها و تجربهء تمامی احساسات لطیف ،، و کودکانه..مثل بغض های بی دلیل - .. [گل]

مهسا

ذوق کودکانه ای بود نوشته ات... امیر 20 و اندی ساله نبود ... کودک شادی که تنها پ ا ی ی ز و زیباییهایش را دیده...

قصه گو

دقت کردی حس و حالی رو پاییز داره هیچ فصل دیگه ای نداره؟ شاید به خاطر این همه رنگه و این همه خنکی و بارونی که تو تهران دیگه نیست اما خاطره اش هست.