خصوصیات ذاتی

یک ماهه که با هم آشنا شدن. از اونجایی که از طریق من با هم آشنا شدن، خیلی از مسائلشون را بهم میگن.

رفتم دنبالشون که با هم بریم بیرون، نیم ساعت من را پشت در کاشتن و گوشی مبارک را بر نداشتن. بعد بهم زنگ زدن که بیا تو، تا ما حاضر بشیم. دو تایی از حموم تازه اومده بودن بیرون، به سامان خسته نباشیدی گفتم و کلی شوخی مردونه کردیم تا نازنین هم آماده بشه و بریم.

کمی زودتر از نازنین رفتیم تو ماشین و منتظر شدیم تا بیاد. سامان تو این فاصله شروع کرد به گفتن از خاص بودن این رابطه جدید و اینکه چیزی که تو این یک ماه بهش رسیده، تو هفت سال دوستی با پریسا(دوست قبلیش) بهش نرسیده بود.

با نازنین رفتیم دنبال دوستش که تا حالا ندیده بودیمش. سر قرار که رسیدیم، نازنین از ماشین پیاده شد تا بره اونطرف و دوستش را بیاره، در حین رسیدنشون به ماشین، سامان که نگاهش به دوست نازنین که دختری فوق العاده زیبا بود، خیره مونده بود، با خنده من را نگاه کرد و گفت: امیر احساس میکنم یک ماه برای یک رابطه کافیه.

تنوع طلبی و تعدد طلبی، در ذات همه ما مرد ها هست، این را نمیشه انکار کرد. تنها چیزی که من تا الان به عنوان دارویی برای این حس کوفتی مردونه پیدا کردم، تعهد و تعقلِ، کلماتی که شاید زیاد و کلیشه ای باشن ولی حس شیرین سرکوب وسوسه به واسطه داشتن تعهد، حس خیلی دوست داشتنیِ که با دنیا دنیا تنوع نمیشه عوضش کرد. تنها شرطش اینه که در اون لحظات خاص عقلت از کار نیافته.

/ 26 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

آهااااااا یادم رفت آرش و درست نکن یادگاری بمونه خوبه... به داستان هم می خوره این تنوع[نیشخند]

حوض نقاشي

هيوا راست مي گه، همين كه يه آدمي قرار باشه در كنار جايگاه ِ آدم ِزندگي ات (پارتنرت) قرار بگيره و با اون مقايسه بشه، يعني رابطه قبلي تموم شده، حتي اگر ادامه پيدا كنه... با تو هم موافقم، اين مورد تنها مورديه كه با مصلحت انديشي و توصيه و اين حرفا جور در نمياد و يه جور حس قوي و اطمينان بخش بايد به عنوان نشونه وجود داشته باشه، كه بگه طرف براي تو همون بهترينه و راه رو نشونت بده( اين همون احساسيه كه حتي اگر عقلت نخواد متعهد بمونه، جلوش رو مي گيره)..... و تاكيد مي كنم براي تو.. و اگر نه كلا هميشه زيباتر و باهوش تر و جذاب تر با معيار هاي ديگه مي تونه وجود داشته باشه.. اين افق پيش رو كه گفتم ولي باور كن در خيلي موارد واقعا تنها راه راضي و خوشبخت بودنه.. و به نظرم اصلا نشانه كوتاه نگري و درجا زدن نيست، رسيدن بهش سخته ولي فكر كنم ارزششو داره...

هيوا

مهسا جان چه جوری از خیالات طرف مقابلت خبردار میشی؟ من فکر کنم اگه منظورت از خیالات رفتارهایی که از طرفت میبینی که دیگه میشه همون خیانت، اینکه ببینی مثلا با دخترهای دیگه ای هم هست، یا ارتباطات دیگه ای هم دور از چشم تو داره و تو بو بردی. اینها که خب مصداق بارز خیانته و آزاردهنده. ولی اون چه که من و احتمالا امیر برداشت کردیم از حرفت اینه که طرفت به یه دختر چپ نگاه کنه یا شوخی کنه و به قول معروف شاید لاس بزنه و تو برداشت کنی که اون در خیالاتش کس دیگه ای رو دوست داره و بنابراین داره بهت خیانت میکنه. که این سخت گرفتن بیش از حد و اذیت کردن خودته. که من شخصا یه دخترم که از این که حتی طرفم به یه دختر نگاه کنه و ازش تعریف کنه و حتی بگه مثلا چقدر خوش هیکله این دختره احساس خیانت بهم دست نمیده.

هيوا

و یه چیز دیگه اینکه واقعا بحث کردن با این سیستم کامنتی و چتی و به شکلی که لحن نداریم باعث خیلی سوبرداشت ها و سو تعبیرها میشه...شاید حرف همه یکی باشه. نمی دونم. و ضمنا همش تقصیره امیره. میاد یه توپی میندازه این وسط. خودش هم که نیست.کلی فکر ما رو مشغول میکنه [لبخند] ولی خیلی خوبه. ممنون

مهسا

هیوا جان نه منظورم این نبود... به این شدت هم طرز تفکرم خراب نیست و نمی گم آدم چشاشو ببنده که مثلا زنش بش بر نخوره چرا تو به فلانی نگاه کردی، هیچ حساسیتی هم رو این موضوع ندارم... نمی دونم ،حق با تو هست ، این جور بحث کامنتی نتیجه ای نمی ده...

مهسا

منم شاکیم از دست امیر میاد اینجا بحث را می ندازه خودش وا می سه بیرون واسه ما دست می زنه( ببخشیدا ، اما حرف راست و باید زد دیگه)[نیشخند] در کل فکر می کنم حرفامون تفاوت چندانی نداره و در نهایت به یه جا ختم می شه... شاید یه دلیل اختلافاتش این باشه ، سنم و تجربه ام کمتر از اونیه که بخوام ، نظری رو با قاطعیت بدم... ممنون

مهسا

به سن نیست ، اما نمیشه انکار کرد سن بیشتر یعنی تجربه های بیشتر ، نه تنها تجربه های خودت... و اینکه هر روز ممکنه عقیده ات نسبت به هر چیزی عوض بشه... یه جورایی کامل تر شاید... پس ربط داره.[چشمک]

نعیمه

باهات موافقم. من حتی معتقدم تعهد مقدم بر تاهله.

بهزاد

من با این قسمت آخر موافق نیستم . چون متاسفانه بعضی از ما آدم ها چون محبت از خانواده و خیلی کسایی که اصرافمون هستن نمی بینیم دنبال گدایی محبت توی خیابون می گردیم . کاری هم به جنسیتمون ندارم ولی اکثرمون اینطور هستیم . من خودم دو تا رابطه مجزا داشتم که این به واقع تجربه کردم و چهار سال عمرم به همین خاطر هدر دادم

k1

استاد! سلام من رو هم به پريسا برسونيد!