...

ای روزهای خوب که در راهید!

ای جاده های گمشده در مه!

ای روزهای سخت ادامه!

از پشت لحظه ها به درآیید!

 

ای روز آقتابی!

ای مثل چشم های خدا آبی!

ای روز آمدن!

ای مثل روز آمدنت روشن!

این روزها که میگذرد، هر روز

در انتظار آمدنت هستم!

اما

با من بگو که آیا، من نیز

در روزگار آمدنت هستم؟

***

پینوشت:

١-متن بالا قسمتی بود از شعر روز ناگزیر در مجموعه "از آینه های ناگهان" (مرحوم قیصر امین پور)

٢-علامت های تعجب و فاصله ها مطابق با اصل کتاب است.

                                                                            

/ 7 نظر / 3 بازدید
هیوا

جالبه...شعرش به من حس دوگانه ای میده...هم شیرین هم تلخ...هم از روزهای خوبی که در راهند میگه که امید میده هم از اینکه آیا من در روزگار آمدنت هستم؟...در کل خیلی قشنگه...مرسی[گل]

آفتاب

ااااااا..... من همین هفته پیش این کتابو گرفتم.... الانم باهاش مشغولم

عسل

سلام! [نیشخند] . ماشاالله چه ذهن خلاقي داريد شما!!! [زبان]

مرضیه

زبان شعرای قیصر امین پور خیلی سادس...قابل فهمه برای همه

عسل

اتفاقاً تيكه بود! (اشاره‌اي بر كامنتات تو وبلاگ "از پشت يك سوم" [نیشخند][چشمک] راستي هاني از ابراز همدرديت ممنون!!!! [لبخند]

فتانه

ای روزهای خوب که در راهید...در انتظار آمدنت هستم....

فتانه

ای روزهای خوب که در راهید...در انتظار آمدنت هستم....