ثبت است در جریده عالم

واقعا معجزه عجیبی است این نوشتن. حتی اگر مثل من با هیچ یک از اصول تخصصی نویسندگی آشنایی نداشته باشی و همینجوری هر چی به ذهنت میاد را مثل آب جاری کنی روی نوک انگشتات و تایپ کنی، بازهم خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش میکردم تو زندگی و افکار و  احساسات آدم تاثیر گذاره.

وقتی فکری که ذهنت را مشغول کرده مینویسی یک انسجامی به افکارت میدی و اون را در جریده عالم ثبت میکنی. حالا حتی اگر هیچ جوابی هم راجع به اون موضوع نباشه بازهم به نظرم هر روز که میگذره به جواب نزدیکتر میشی و انگار که کل عالم هم در تلاشه که تو با یکسری نشانه ها اون چیزی را که دنبالش بودی را پیدا کنی.

حالا به همه اینها کامنت هایی را اضافه کنید که نه تنها درب جدیدی را به روی شما باز میکنه بلکه خیالتون را هم از خیلی از درب های قبلی که از اون ها گذشتین راحت میکنه.

کل این پست را نوشتم که بگم نظرات پست قبلی خیلی تاثیر گذار بودن و واقعا ممنونم.

/ 6 نظر / 3 بازدید
مرضیه

وایی!چه قد به ادم خوش میگذره که از نوشتش تعریف کنن!بعد منم جزو اون دسته ادماییم که دنبال راست و دروغ تعریفا نیستم و همینکه بشنوم بی تعارف میرم رو ابرا![خنده] من از ابتدایی مینوشتم!داشتان شعر الانم به عنوان یه عضو قدیمی کانون پرورش فکری خیلی وقتا دعوتم میکنه!ولی نه اینکه بلد باشم تخصصی بنویسم یا اینکه کلاس رفته باشم...همیشه میخواستم ولی خدا میدونه هیچ وقت وقت نشد!اینم جزو همون ارزوهای در نطفه خفه شدم بود! ........... خداییش شما هم دیدید ادم یکی رو پیدا کنه که میبینه معضلات ذهنی رو که خودش خیلی باهاش دست و پنجه نرم میکرده تو ذهن اونم هست و میفهمدشون چه حسه خوبیه؟

مرضیه

البته یه چیز دیگه هم هست ....اینکه گاهی یه مسئله رو اگه بنویسی برات ثبت میشه و تو مطمئن میشی که اون مشکلو داری...من گاهی از بعضی مشکلاتم هیچی نمیگم یا حتی توی دفتر خاطرات خودم هم نمینویسم یا حتی بهش فکرم نمیکنم که واسم ثبت نشه که اره حتما اون مشکلو دارم!...میذارم خودش بره...فکر کنم این مصداق بارز شیره مالیدن رو سر خود ادمه![خنده]

حوض نقاشی

سلام حرف مرضیه رو راجع به ثبت مشکلات قبول دارم. کلا این که می گن زندگی همون جوری پیش می ره که قبلن تو فکر و ذهن تو گذشته رو شاید بشه با نوشتن بیشتر و عینی تر درک کرد. راجع به این نشانه هم که می گی به شدت موافقم. می خوای یه چیزی بگی می بینی یه نفر دقیقا همون وقت از همون حال و هوا گفته . مثل اینه که هر حرف و سوالتو باید از زبون یه کسی بشنوی.

هیوا

خوشحالم که با معجزه نوشتن آشنا شدی و ازش لذت میبری...

مرضیه

حالا واقعا وقتشه که ایندفعه به شما بگیم نیستی امیر اقا!

نعیمه

سال نو پیشاپیش مبارک. [گل][گل][گل]