شادی نمایشی

1- در پژوهشی با عنوان " نگرش ها و سلامت اجتماعی شهروندان" که در پاییز 1388 در شهرداری تهران انجام شده است 2/93 درصد پاسخگویان گفته اند چیزهای شادمان ساز یا خوشحال کننده اندکی پیرامون زندگی شان وجود دارد....

2- اگرچه دلایل روانشناسانه ناشادی مردم در جای خود باید توسط متخصصان پیگیری شود اما ناشادی صرفا مقوله ای روانشناسانه نیست بلکه جامعه شناسان آن را به عوامل متعددی چون شکل روابط اجتماعی، فضاهای موجود، برنامه های فراغتی و سبک زندگی، سیاست گذاری های دولتی در زمینه فراغت و شادی مردم و نظایر آن مرتبط می کنند. هر چند در این یادداشت نمی توان به همه عوامل در سطح وسیع نظر انداخت اما می توان به برخی مولفه ها توجه بیشتری کرد.

3- ابتدا می توانیم به تعارضاتی میان شادی فردی و آسایش جامعه اشاره کنیم. در مرتبه دوم، بر ارتباط میان ناشادی در بین مردم با فضاهای عمومی فراغتی موجود تامل کنیم و آخر به سیاستگذاری های شادی و ایدئولوژیک شدن آن در جامعه بپردازیم...

تنها شکل شادی های جمعی در ایران را می توان در مناسبت های مذهبی دید که بیشتر از آنکه فعالیت جمعی کنشگرانه باشد، فعالیت جمعی تماشاگرانه است به گونه ای که مردم بیشتر در مقام تماشاگر در چنین موقعیت هایی حاضر می شوند...

4- شکل شادی های فردی در ایران از دو خصیصه برخوردار است اول خصلت نمایشی بودن و دوم تجاوز حریم خصوصی به حریم عمومی. در زمینه نمایش شادی باید بگوییم که مردم عمدتا تمایل دارند به شادی های فردی خود جنبه نمایشی بدهند و این بدان معناست که وجهی از این شادی جنبه تظاهری دارد.

...(صدای بلند موسیقی، بوق پی در پی ماشین ها، برگزاری جشن ازدواج در خیابان های شهر...)

5- عمدتا این گونه بوده است که تحت تاثیر نوعی اخلاق زهدگرایانه، لذت های مرتبط با بدن، لذت هایی پست و لذت های مرتبط با روح لذت هایی معنوی و والا فرض شده اند...

6- شادی ایدئولوژیک را می توان در چند خصیصه مهم توده وار شدن، یک شکل شدن دولتی و ارتباط دادن شادی با کمال جست و جو کرد. وقتی می گوییم شادی در ایران توده وار شده به این معناست که تفاوت در موضوع، شکل و اجرای شادی نادیده گرفته شده و سیاست های شادی به گونه ای یکدست است که مرزهای طبقاتی، قومیتی، مذهبی، سنی و جنیستی را محترم نمی شمارد و گمان می کند برای همه اقشار می توان یک الگوی واحد را به کار بست. حاصل کار چیزی جز نمایش شادی و به خصوص تقویمی شدن شادی نخواهد بود.

زندگی در ملال/عباس کاظمی/ صفحه اتاق فکر/ هفته نامه شهروند امروز/ شماره 83/مرداد ماه 1390

چشمان بدون عینک:

1- با تمام اون بیش از 90 درصد مخالفم. به تعداد همه ما در همین مملکت دلخوشی ها و ابزارهای شادی وجود دارد. برای شهروندهای شهرهای بزرگ یک پیاده روی، ورزش های تیمی خیلی معمولی مثل وسطی و شهرهای کوچیک هم کارهایی مثل رقص های محلی و چیزهای شبیه این تو همین مملکت وجود داره. چیزی که هست یاد گرفتیم همش ناراضی باشیم و تقصیر را هم به گردن همه به غیر از خودمون بندازیم.

2- کاش تحقیقی هم انجام میشد تا معلوم بشه وزن عوامل روانشناسانه در ناشادی مردم بیشتر است یا عوامل جامعه شناسانه. برداشت شخصی من، عوامل روانشناسانه است.

3- یعنی عذاب آورترین قسمت در شکل شادی های جمعی ایرانی همین فعالیت جمعی تماشاگرانه است. بدترین نوعش هم ممانعت اجباری از فعالیت کنشگرانه در خیلی از مراسم های مجاز مثل کنسرت ها و ... است.

4- کاش فقط شادی هایمان نمایشی بود. الان تقریبا همه چیزمان از عذا گرفته تا شادی همه اش نمایشی  است. به مجلس ختم آدم ها مهم فقط می رویم، قلبا ناراحت نیستیم ولی سیاه می پوشیم، کلی بدبختی داریم ولی تا کسی را میبینیم چنان ریاکارانه فقط از تفریح ها و شادی هایمان می گوییم که انگاری شادترین انسان روی زمینیم و ...

با این وجود برخی شادی های نمایشی مثل کارناوال های عروسی برای جامعه بسته ایرانی به نوعی مُسکن محسوب می شود. اگر کمی رفتار این کارناوال ها معقول باشد و منجر به انسداد خیابان نشود، تقریبا همه مردم با دیدن آنها لبخندی بر لب می آورند. قاعدتا خیابان محل این کار نیست ولی این جامعه بسته منجر به این رفتار اجتماعی شده است.

5- ما هرچه میکشیم از همین نوع نگاه است که درون همه مان ریشه کرده. "تنها انسان هایی معنوی هستند که همیشه حزن آلود به دنیا نگاه می کنند". "انسان شاد انسانی است با تفکری کاملا سطحی و مادی گرایانه".

6- کلا جمهوری اسلامی یعنی نگاه توده ای و این نظام مقدس به همین روش مقدس استقرار یافته است.

ته نوشت:

تا حالا انقدر تایپ نکرده بودم. انگیزه را ببینین که چه میکنه.

اینجا می تونین سایت شخصی و بسیار مفید دکتر کاظمی را ببینین.

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
مهسا

1. کاملا باهات موافقم، ولی چیزی که اون 90 واندی درصد نمی بینن این نیست که ما می گیم هست، دغدغه های دیگه ی زندگی ها باعث شده هیچ چیزی رو دلخوشی نبینن. به شکل خیلی احمقانه... 3. آی گفتی... 4. یه لایم اساسی به اون کاشِت... نه امیر تو از این پستا زیاد داشتی، کلا تو این زمینه انگیزه ت زیاده[نیشخند]