نذر

باز کارمون گیر کرد و یاد خدا افتادیم.

می دونم بنده بدی ام، می دونم هر بار این موقع ها میام سراغت، می دونم برای n امین بار زدم زیر قولم و چون حسش نیست نماز نمی خونم، می دونم که می دونی تا گیرم بر طرف شه دوباره خدا و همه چی را فراموش می کنم.

ولی خب چی کار کنم خودت پر رو ام کردی.

برا این که یادم نره اینجا هم ثبت میکنم که اگر اون کار جور شد بعدش میرم زیارت امام رضا.

یا امام رضا...

/ 8 نظر / 3 بازدید
ترانه

نگران خدا نباش خودش می دونه چی خلق کرده ازش بخواه که اگه به صلاحته جور شه

xatoun

اي بنده‌ي بد قول. ايشالا درست مي‌شه --- در ضمن "دوست" يه كامنت تو وبلاگ من واسه‌ت گذاشته كه بد نيست بخونيش و به اطلاعاتت اضافه بشه :))

هیوا

نذر کردم که دگر می نخورم به جز از امشب و شبهای دگر... امثال من و تو زیاد دیده نگران نباش[چشمک]

فریاد بی صدا

سلام دوست خوبم این شما نیستی که فقط وقت گرفتاریها ودردمون یاد خدا میفتی ما بنده ها هممون بی وفاییم وهی سر خدا غر میزنیم ممنونم که اومدی امیدوارم گرفتاریت حل بشه شاید رفتی حر م امام رضا ولی باورکن خدا مهربونه ودل ادم که مشخص می کنه ...نه زیارتو... من هم به روزم ومنتظر

نعیمه

اصولاً ما آدمها هممون پرروییم. خدا هم انقدر مهربونه که به رومون نمیاره. هی قول می دیم و هی می زنیم زیر قولمون.

سارا

حالا چرا نذر؟ یعنی فکر کردی باید به خدا هم رشوه داد تا کارتو راه بندازه؟ میتونستی دلتو بذاری کف دستت و با دست خالی بری جلو.مطمئنم جواب میگرفتی. البته منم همینطورم یعنی تو این مملکت جوری بار اومدیم که اگه از کسی چیزی بخوایم حتما باید بهش رشوه بدیم حالا این آدم ممکنه یه کارمند ساده باشه یا رئیست یا پارتنرت یا حتی خدا

فتانه

خدا انقده مهربونه که ابن ژررو گری های مارو میبینه اما بازم هیچی نمیگه و اگه به صلاحمون باشه جوابمونو میده.... از دیدن یه قل خوشحال شدم...مثل خودمه نوشتنت....