پل

هر بار که با ماشین از زیر دوست داشتنی ترین پل دنیا داری رد میشی،می تونی صدای قدم هایی را بشنوی که همیشه زیر اون پل منتظر رسیدنش بودی.

می تونی سوارش کنی و باهاش بری اونجایی که همیشه می رفتی.

می تونی شیشه ماشین را بدی پایین و راحت و بلند بزنی زیر گریه، این بار راحت تر هم هستی چون دیگر نیستش که بخواهی رعایت چیزی را بکنی.

حتما می تونستم که اینجوری شده، حتما حکمتی که میگه درسته، حتما من همیشه باید مثبت نگاه کنم، باید به همه انرژی مثبت بدم، نباید از چیزی گله کنم، آخه من خیلی آدم موفقی هستم و همه رازهای موفقیت را بلدم، پس هر چیزی را هم    می تونم تحمل کنم...

کلا زمانه عوض شده این منم که همیشه باید بدم...

/ 5 نظر / 2 بازدید
هیوا

اختیار دارین مهندس ما که ندیدیم البته! یعنی ما کشکیم دیگهههههههههههههه!!!!!!!!!!!!!!!

خاتون

لعنت به همه‌ي دوست داشتني‌ترين پلهاي دنيا كه آدم كلي خاطره داره ازشون. انگار تو هم با من تو اين مقوله همدردي كه بايد لبخند بزني و نشون بدي كه موفقي و مي‌توني از پس همه چي بر بياي. ولي لامروت گاهي خيلي سخته لبخند بزني و به همه انرژي مثبت بدي و فقط خودت بدوني كه داري از تو مي‌شكني. يعني ترك ورداشتي و هر آن ممكنه كه بشكني

سپیده

چقدر این قسمت آخرش حرف دل منه ...چقدر همه چیزو ناچارا باید به حکمت نسبت بدیم...چقدر باید مثبت بودن رو به زور مث یه نقاب تحمل کرد برای بقیه وقتایی که دلیلی برای مثبت بودن نیست ...

Az

ولی باور کن که هر موقع اون هم از زیر اون پل رد میشه به همین فکر میکنه.به اینکه حکمت بود و چقدر تحمل کرده.و چه باری رو به دوش میکشه و با خودش میگه که من همیشه در حال دادن هستم و هیچ چیز عوض نشده ... و شاید نم اشکی و آهی از این روزگار

اسحق فتحی

درود بر امیر گرامی ممنونم از حضور و پیام پر از مهرتان - زنده باشید [گل]