چشمان بدون عینک

لطفا با فاير فاكس اينجا را بخونين، با اكسپلورر مطالب كامل نميان.

عذاب های شیرین

اولین بار که این کلمه را شنیدم برام خیلی معنی نداشت. خیلی وقتها تا چیزی را تجربه نکنی نمی تونی درکش کنی.

قکر می کنم عذاب های شیرین، زیبا ترین پارادوکس احساسی عالم باشد.

باید بغض هایی که یکدفعه، از اعماق وجود میاد بالا و گلو را چنگ می زنه، احساس کرد تا معنی عذاب شیرین را فهمید.

باید دلشوره خوشبختی و راحتی یک آدم دیگر، مهمتر از همه دلشوره های خودت باشد، باید بوی ته مونده یک عطر، یک آدم را جلوت تصویر کنه، باید جای دستهای یک نفر رو تنت مونده باشه، باید بعد چند سال گریه نکردن با هرپخی بزنی زیر گریه، باید لحظه دست خداحافظی تکون دادن یک آدم تو را از رو زمین جداکنه، باید ...

باید خیلی از این چیزها را تجربه کنی تا معنی عذاب شیرین را بفهمی و اونو دوست داشته باشی.

عذاب هایی که دوست داری همیشه باشند. عذاب هایی که شیرینشون خیلی بیشتر از عذابشونه. عذاب هایی که فقط به این دلیل اسم عذاب را یدک می کشن که اولین بار عذاب به نظر اومدن ولی بعدن فقط شیرینشون را چشیدی.

عذاب های شیرین، دوستتان دارم.

   + امیر ; ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸
comment نظرات ()