چشمان بدون عینک

لطفا با فاير فاكس اينجا را بخونين، با اكسپلورر مطالب كامل نميان.

واجب التماشا ها(1)

چند تا فیلم توصیه شده بود که مدت ها منتظر فرصتی بودم تا اونها را ببینم. از اونجایی که الان فرصت اضافه هم دارم با فراغ بال اونها را دیدم. خب اینکه به تعداد آدم ها سلیقه فیلم دیدن وجود داره و ممکنه فیلمی را که من اینجا عاشقانه ازش تعریف کنم، یکی دیگه مشمئزانه ازش تعریف کنه، کاملا امری است بدیهی. اما یک نکته مشترک که بین همه آدم ها وجود داره، معیارهاشون برای تقسیم بندی فیلم ها به خوب و متوسط و ضعیفه.

به نظرم الان با این همه محدودیت زمانی که آدم ها دارن و همه به نوعی استاد تکنیک های مختلف مدیریت زمان شدن، اینکه یک فیلم را فقط با هدف سرگرمی، هیجان، تحریک برخی احساسات و ...ببینیم، دیگه کافی نیست.

من الان ترجیح میدم فیلمی را ببینم که وقتی تموم شد، احساس کنم یک چیزهایی بهم اضافه شده، قرار نیست اون چیزها چند تا دیالوگ باشن یا مثل این سریال های ایرانی چند تا جمله آمورنده آخرش باشه، نه، همین که حسی را که تا حالا تجربه نکردم را لمس کنم، یا آدم هایی را که تا حالا درک نکرده بودم را درک کنم یا هوس کارهایی به سرم بزنه که تا حالا نزده بود و ... برام کافیه.

اسم فیلم هایی که این معیار بالا را پاس کنن گذاشتم، واجب التماشا ها. اولین فیلمی هم که با این معیار بالا می خواهم معرفی کنم اسمش هست:

DON' T MOVE

 این فیلم محصول 2004 کشور ایتالیا برنده دو جایزه بهترین بازیگر زن و مرد از گلدن گلوب و دومین فیلم سرجیو کاستلیتو بازیگر مهم سینمای ایتالیا در مقام کارگردان است. سرجیو این فیلم را براساس رمان پرفروش همسرش مارگارت ماتزانتینی ساخته و به نظرم به غیر از خودش هیچ کسی نمی تونست نقش اول این فیلم را انقدر خوب بازی کنه.

داستان فیلم را حیفه که تعریف کنم و اصولا به نظرم از فیلم های واجب التماشا هیچ جیزی نباید تعریف کرد، فقط حسی که در پایان فیلم به من دست داد ترکیبی بود از فداکاری و دیوانگی و اوج عاشقی.

 

   + امیر ; ۳:٢٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳۸٩
comment نظرات ()