چشمان بدون عینک

لطفا با فاير فاكس اينجا را بخونين، با اكسپلورر مطالب كامل نميان.

نظرت چیه؟

- امیر تو که میدونی من داداش ندارم. بازهم در حقم باید برادری کنی.

- ok خیالت راحت، من همه تلاشم را می کنم ولی خودت که بهتر میدونی نظر نهایی با خودت و باید یک کل را در نظر بگیری. من هیچ وقت نمیتونم با چند ساعت معاشره نظر درستی بدم.

-باشه ولی با همه اینها و دلایلی که دیگه لازم نیست تکرار کنم، نظر تو از همه برام مهمتره.

.....(24 ساعت بعد)

- خب. امیر فکر میکنم از دیروز تا حالا زمان کافی برای بررسی داشتی. نظرت چیه؟

- والا من چند تا تست ازش گرفتم. اون اول که تا اومد، کولری که یکسال کار نکرده بود را یکدفعه روشن کردم و هر چی خاک داشت رفت توی صورتش، برا این بود که ببینم عکس العملش چیه. یا وقتی داشتیم جوجه درست میکردیم، مخصوصا یکی از سیخ هایی که اون حواسش بود را گذاشتم بسوزه و ....

***

قضاوت راجع به شخصیت آدم ها را اصلا دوست ندارم. خصوصا وقت هایی که قراره بر اساس نظر آدم، یک نفر راجع به زندگیش تصمیم بگیره. شاید الان که تو موقعیتش نیستم این را میگم ولی اصلا دوست ندارم خودم تو این موارد و اونهم به این شکل که بخواهم مسئولیت را تقسیم کنم، نظر کسی را بخواهم.

از پسرهای فامیل هم که ادای داداش ها را در میارن و به خیال خودشون، طرف را تست میکنن، حالم به هم میخوره. خدا شکر امروز آخریش بود.

 

   + امیر ; ٩:٠۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()