چشمان بدون عینک

لطفا با فاير فاكس اينجا را بخونين، با اكسپلورر مطالب كامل نميان.

گریه

میگن مردها گریه نمی کنن.

یادش به خیر چه مغرورانه میگفتم خانوم ها اشکشون دم مشکشونه. و چه دنیایی دارد این اشک... اگر قراره فقط خانوم ها اشکشون دم مشکشون باشه، خیالی نیست، مردیم را میدم، اما اشک را از من نگیرید. آخه تازه دارم بهش پی میبرم.

چند سالی بود که گریه کردن یادم رفته بود. یه مدتی انقدر گریم نمی اومد که میشستم به اتفاقات ناگوار فکر میکردم، تا بلکه گریم بگیره و کمی از حال و هوای دنیا خارج بشم و حالی پیدا کنم.

اما حالا چی...

تا میرم جاهایی که با هم بودیم،تا کسی حرف دوست داشتن را میزنه، تا ...             انگاری از آسمان دارن عطر تو را پخش میکنن، انگار که دستم را گرفتی، انگار که کنارمی، انگار میکنم که بغلت کردم و دارم موهات را نوازش میکنم، وقتی که همه بدنم از حس حضورت داغ شد، یکدفعه به خودم میام میبینم که...

ساعت ها است دارم گریه میکنم.

   + امیر ; ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات ()