چشمان بدون عینک

لطفا با فاير فاكس اينجا را بخونين، با اكسپلورر مطالب كامل نميان.

جهانی به وسعت یک محله (2)

"خوشبختانه، از میان معتقدین به دین و مذهب در جامعه ما، اکثریت این شانس را دارند که در یک محدوده بسیار بسته ای زندگی میکنند و در آن محدوده ای که از محل خودشان و از یک گروه اجتماعی خاص پیرامونشان تجاوز نمی کند، از خبر ها و حوادث و جریاناتی که در بیرون میگذرد دیگر اطلاع ندارند و اینها وجدانشان آرام است و مسئولیشان سبک است و تمام دنیا و جامعه برایشان رو به راه است و .."

جمله های بالا قسمت هایی بود از کتاب "پدر!مادر! ما متهمیم" نوشته دکتر شریعتی.

خب طبیعتا من فراست دکتر را ندارم و میام و تو پست قبل از روستایی ها نام می برم که کار درستی نیست. ولی جان کلام همان است که مرحوم شریعتی می گوید (اکثریت این شانس را دارند) یعنی ایشون هم بعد از اون همه مطالعه و تحقیق، آدم های       بی خبر را خوش شانس تلقی میکنن، هم از این جهت که مسئولیت کمتری دارند و هم از این جهت که وجدان آرامتری دارند.

اما در ادامه بیان میکنن که وقتی به این جایگاه رسیدی، نه تنها باید دیگران را آگاه کنی،بلکه مجبوری دائما سطح آگاهی خودت را هم ارتقا بدی. همون چیزی که دکتر به نام "رنج بزرگ" از اون یاد میکنه:

"اما کسانیکه در یک جو دیگر و نسل دیگری پرورده شده اند و مثل من فکر می کنند، اینجا دچار یک تناقض، یک بلاتکلیفی، و یک رنج بزرگ هستند، نمی توانند آرام بمانند...کسانیکه مکتب های جدید را میشناسند و در عین حال، در برابر همه اینها می خواهند مقاومت کنند و به مبانی مذهبی خودشان وفادار بمانند، دچار یک مسئولیت بزرگ، یک رنج بزرگ هستند."

جالبه دغدغه های خیلی هامون از 50 سال پیش تا الان همینه و هنوزم همینه...

 

   + امیر ; ۸:۳٦ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات ()