چشمان بدون عینک

لطفا با فاير فاكس اينجا را بخونين، با اكسپلورر مطالب كامل نميان.

فصل جفت گیری

عجیب فصلی است این فصل بهار.

نمی دونم چه اتفاقی برای هورمون ها تو این این فصل می افته که همه اعضا و جوارح بدن که اسمشون را نمی تونم بیارم خبر از نیازشون به جفت گیری میدن. بدیشون هم اینه که نمیشه قایمشون کرد. جفتی هم پیدا نمیشه که این بیچاره ها را آروم کنه.

حالا از این اعضا و جوارح که بگذریم، نوبت خواب آلودگی و آلرژی بهاره میرسه. یعنی دیگه اوایل صبح یا دارم چشمهام را می مالم یا با دستمال دماغم را میگیریم یا ...

از این مسائل بدنی که بگذریم سراغ طبیعت میرسیم که شبها انقدر هوا خوبه و خیابون ها و آدم ها انقدر سبز و تپل مپل شدند که دلت نمی آد بری خونه بخوابی، بعد صبح فقط با جرثقیل می تونی از تخت بلند شی.

فقط در حکمت خدا موندم که وقتی می خواست این اعضا را به ما بده و  این فصل قشنگ را خلق کنه، چرا به فکر رفع نیازشون نبود. شاید هم بوده و من نتونستم راهش را پیدا کنم.

ته نوشت:

تجربه ثابت کرده که حتی تو این دنیای مجازی هم بعضی شرم و حیا ها نمیگذاره که ما راحت حرف دلمون را بزنیم و اگر هم بزنیم خواننده ها به خاطر بعضی شرم و حیا ها نمیان و حرف دلشون را نمیزنن.

 

 

   + امیر ; ٧:٢٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٩
comment نظرات ()