چشمان بدون عینک

لطفا با فاير فاكس اينجا را بخونين، با اكسپلورر مطالب كامل نميان.

لغو حکم

این جمله را خیلی شنیدیم: " خدا کسی را از بالا پایین نیاره"

این جمله را هم خیلی شنیدیم: " فلانی به درد این پست نمیخوره"

این جمله را هم خیلی شنیدیم: "درسته که خیلی تو این پست خوب کار نمیکنه اما بنده خدا چند ساله داره زحمت میکشه و تو این پست جا افتاده، تا نفر بعدی بیاد و کار را یاد بگیره کلی طول میکشه، فعلا بهش تذکر میدیم ولی باهاش مدارا میکنیم تا بازنشسته بشه."

اما تا حالا چند بار این جمله را شنیدین: " فلانی را چون دیگر خوب کار نمی کرد طی جلسه ای و با ذکر دلایل تخصصی عوض کردن."

همیشه فکر می کنم یکی از دلایل اصلی عقب موندگی ما تعارفاتیه که با آدم های نالایق می کنیم. اگر کسی به درد پستی نمی خوره، ماندگاریش تو اون پست، خیانتی که مافوقش داره در حق همه می کنه.

بعد از اینکه لغو حکم را امضا کردم همه کسایی که برای وساطت و تغییر نظر من اومدن، فقط حرفشون اینه که فلانی زن و بچه داره، گناه داره، از این به بعد درست میشه، این بار را گذشت کنین و ...

کسی پیدا نشده که تخصصی و منطقی بیاد تحلیل کنه و راجع به تصمیم گرفته شده بحث فنی بکنه. همینه که همه مدیرهای ایرانی برا لغو حکم دستشون میلزره و یکسری از ملاحظات نمیگذاره که با آرامش تصمیم درستی را بگیرن و به جرات میتونم بگم یکی از دلایل اصلی عدم پیشرفتمون میتونه همین موضوع باشد.

هممون هم تو زندگی روزمره به خاطر همین تعارف یا دلایل غیر منطقی دیگر تصمیم هایی را میگیریم که یا به ضرر خودمونه یا بقیه. 

 

   + امیر ; ٧:٢٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩
comment نظرات ()