چشمان بدون عینک

لطفا با فاير فاكس اينجا را بخونين، با اكسپلورر مطالب كامل نميان.

بازی مافیا

خیلی ها این بازی را کردن. معمولا توی شب نشینی ها و الواتی های ایام عید، دیگر همه یکبار اون را تجربه کردن.

برای اونهایی که نکردن:

اصول بازی اینه که یک نفر خدا میشه و بقیه که از شش نفر تا بی نهایت می تونه باشد، شهروند، دکتر، پلیس و ... میشن.

خدا یک سری کارت هایی را بین همه پخش میکنه که روش هویت واقعی افراد نوشته شده، بعد اعلام میکنه که شب شد تا همه چشم هاشون را ببندن، بعد میگه مافیا ها چشماشون را باز کنن تا هم دیگر را بشناسند و بعدش چشم هاشون را ببندن و ...

خلاصه کل بازی اینه که آدم های خوب باید آدم های بد را از روی حرف ها، حرکات و نحوه رای دادنشون برای کشتن بقیه شناسایی کنن تا برنده بشن.

آدم بدهایی تو این بازی برنده میشن که بهتر بتونن با حرف هاشون بقیه را خر کنن و  خوب نقش بازی کنن.

از اون طرف هم آدم خوب هایی برنده میشن که بهتر بتونن راست و دروغ را تشخیص بدن.

حالا به نظرتون ما هر روز با همه آدم ها، مافیا بازی نمی کنیم.

فقط بعضی روز ها مافیا و بعضی روزها شهروند.

خوبیه این بازی اینه که وقتی میفهمی مافیا هستی خیلی خوب می تونی حس آدم هایی که الان به هر دلیلی مجبورن در جایگاه بدی باشن  را درک کنی و از اون طرف هم حس آدم های ساده ای که به راحتی دارن خر میشن.

 این واقعیت را باید قبول کنیم که خیلی وفت ها تو زندگیمون داریم نقش بازی می کنیم.

   + امیر ; ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸
comment نظرات ()