چشمان بدون عینک

لطفا با فاير فاكس اينجا را بخونين، با اكسپلورر مطالب كامل نميان.

کیمیاگر

 یک قانون نانوشته در دنیای وبلاگستان هست که معمولا بلاگرها راجع به کتاب ها و فیلم هایی اظهار نظر می کنند که تازه به چاپ یا تولید رسیده اند.

مخصوصا دیگر خیلی افت دارد اگر کسی بیاد راجع به کتاب های قدیمی که n بار چاپ شده اند مطلبی بنویسد.

ظاهرا نشان دهنده اینه که نویسنده چقدر از دنیا عقبه و تازه اون کتاب معروف را خوانده

ولی از اونجایی که من قراره لااقل در این دنیای مجازی هم که شده بدون عینک به همه چی نگاه کنم، شجاعانه اعتراف می کنم که به تازگی کتاب کیمیاگر را خواندم و در این پست می خواهم راجع به اون بنویسم.

پائولو کوئلیو در این کتاب داستانی سمبولیک و نمادین را راجع به چوپانی بیان می کند که برای تعبیر خوابی که دو بار دیده است، رهسپار یافتن گنجی در فرسنگ ها دور از وطن شده و در طی این مسیر با کیمیاگری برخورد می کند که به سادگی قدرت ماورایی هر انسانی را برای رسیدن به گنج ها یا همان افسانه های شخصی به جوانک چوپان آموزش می دهد.

کیمیاگر به جوانک می آموزد که هر انسانی در زندگی یک افسانه شخصی دارد و وقتی شما آن را بیابید و با تمام وجود خواهان آن شوید، تمام کائنات به حرکت در می آید تا شما به آن دست یابید.

جملاتی از این کتاب که خیلی روی من تاثیر گذار بودند:

تو عشق می ورزی برای اینکه عاشق هستی. هیچ دلیلی برای عشق ورزیدن وجود ندارد.

اصل مساعد یا شانسی که همیشه برای مبتدی ها وجود دارد تنها به یک دلیل است: زندگی می خواهد که شما افسانه شخصی تان را زنده نگه دارید.

زمانی که در پی آن هستیم که بهتر از چیزی باشیم که الان هستیم، همه چیز در حول و حوش اطرافمان نیز بهتر خواهد شد.

-          این بیستر از سخاوتمندی و استحقاقم می باشد.

-          هرگز این را تکرار نکن. زندگی می تواند آن را بشنود و دفعه بعد کمتر به تو خواهد داد.

 

بیستزین چیزی که بعد از خواندن این کتاب فکرم را به خودش مشغول کرد، افسانه شخصی بود.

اینکه افسانه شخصی من چیه و اصلا من افسانه شخصی دارم یا نه و در هر دو صورت چطوری می تونم اون را پیدا کنم؟

این کتاب از اونجایی که از طرف دوستی هدیه نشده، صفحه اولش خالیه ولی در عوض در صفحه آخرش، کل جمله هایی را که در صفحه اول شش کتابی که برای بهترین دوستم در آخرین شبهای در ایران بودنش نوشتم را ثبت کردم برام متفاوت ترین و دوست داشتنی ترین کتاب در قفسه کتاب خانه است.

 

 

   + امیر ; ٩:٢۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٢ بهمن ۱۳۸۸
comment نظرات ()