چشمان بدون عینک

لطفا با فاير فاكس اينجا را بخونين، با اكسپلورر مطالب كامل نميان.

بازی با تکنیک و لغات

از ژست روشنفکری آدم هایی که از یک تئاتر یا فیلم سنگین میان بیرون و بدون اینکه بفهمن چی شده میگن فوق العاده بود، خیلی بدم می آید.

هنرمندهایی هم که یک جورایی تلفیق چند تکنیک هنری را بدون اینکه جمع اونها با هم مفهوم خاصی را داشته باشد در فیلم یا تئاتر یا شعرشون استفاده می کنن، اصلا دوست ندارم.

نمونه بارزش شعرهای علی معلم یا فیلم شبانه یا ...

البته احتمال خیلی زیادی هم وجود دارد که به دلیل عدم تسلط بنده به صورت تخصصی به این جور هنر ها باشد که چیز زیادی متوجه نمیشم ولی نمی دونم چرا در خصوص بعضی از این کارهای هنری احساس می کنم که اون هنرمند فقط چند کلمه قشنگ یا تکنیک فیلمبرداری یا ... را کنار هم گذاشته بدون اینکه اون اجزا را به صورت یک کل در نظر بگیرد.

همه این ها را گفتم که بگم من از این فیلم شبانه نه تنها هیچی نفهمیدم بلکه احساس می کنم خیلی ناشیانه داستان غیر خطی شده بود و از فلش بک های بی مفهومی در فیلم استفاده شده بود.

نکته جالبش تماشاگرانی بودند که وسط های فیلم با پچ پچ های اعتراضی بلند سینما را ترک می کردند.

خیلی بد که وقتی خودمون از یک چیزی خوشمون نمی آید احساس می کنیم بقیه هم باید همین جوری باشند و اخساساتمون را بلند بلند بدون احترام به سایر آدم ها و سلایق و در مکانی که جای این کار نیست بیان می کنیم.

از اون فرهنگ های خاص تماشاگران ایرانیه.

   + امیر ; ۱:٠٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
comment نظرات ()