چشمان بدون عینک

لطفا با فاير فاكس اينجا را بخونين، با اكسپلورر مطالب كامل نميان.

خصوصیات ذاتی

یک ماهه که با هم آشنا شدن. از اونجایی که از طریق من با هم آشنا شدن، خیلی از مسائلشون را بهم میگن.

رفتم دنبالشون که با هم بریم بیرون، نیم ساعت من را پشت در کاشتن و گوشی مبارک را بر نداشتن. بعد بهم زنگ زدن که بیا تو، تا ما حاضر بشیم. دو تایی از حموم تازه اومده بودن بیرون، به سامان خسته نباشیدی گفتم و کلی شوخی مردونه کردیم تا نازنین هم آماده بشه و بریم.

کمی زودتر از نازنین رفتیم تو ماشین و منتظر شدیم تا بیاد. سامان تو این فاصله شروع کرد به گفتن از خاص بودن این رابطه جدید و اینکه چیزی که تو این یک ماه بهش رسیده، تو هفت سال دوستی با پریسا(دوست قبلیش) بهش نرسیده بود.

با نازنین رفتیم دنبال دوستش که تا حالا ندیده بودیمش. سر قرار که رسیدیم، نازنین از ماشین پیاده شد تا بره اونطرف و دوستش را بیاره، در حین رسیدنشون به ماشین، سامان که نگاهش به دوست نازنین که دختری فوق العاده زیبا بود، خیره مونده بود، با خنده من را نگاه کرد و گفت: امیر احساس میکنم یک ماه برای یک رابطه کافیه.

تنوع طلبی و تعدد طلبی، در ذات همه ما مرد ها هست، این را نمیشه انکار کرد. تنها چیزی که من تا الان به عنوان دارویی برای این حس کوفتی مردونه پیدا کردم، تعهد و تعقلِ، کلماتی که شاید زیاد و کلیشه ای باشن ولی حس شیرین سرکوب وسوسه به واسطه داشتن تعهد، حس خیلی دوست داشتنیِ که با دنیا دنیا تنوع نمیشه عوضش کرد. تنها شرطش اینه که در اون لحظات خاص عقلت از کار نیافته.

   + امیر ; ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۸ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات ()