چشمان بدون عینک

لطفا با فاير فاكس اينجا را بخونين، با اكسپلورر مطالب كامل نميان.

مراسم نوین شب قدر

چند سالی هست که دیگه تمایلی به هیئت و روضه رفتن ندارم. چه تو ماه رمضون و چه تو محرم. چرت و پرت هایی که مداح ها میگن بد جوری اذیتم میکنه. آخه این چیزهایی که اینها تعریف میکنن تا ملت گریه کنن، اگه راجع به کافر هم تعریف کنن آدم ناراحت میشه چه برسه به امام معصوم. وقتی هم که از مجلس میای بیرون نه تنها چیزی بهت اضافه نشده بلکه انقدر اعصابت از ... شعرهایی که گفتن خورد شده که باز هم میگی سال دیگه محاله بیام، حتی با جرثقیل.

از اونجایی که تو یک خانواده کاملا مذهبی بزرگ شدم و از بچگی تو این هیئت ها بالا و پایین رفتم، انگاری جزئی از وجودم شده باشه و دیگه به هر زوری هست سعی میکنم سومین شب قدر و روز عاشورا را حتما به یکی از این هیئت ها برم.

امسال یکی از دوستان که تو یک مراسم نوین شب قدر شرکت کرده بود، به شدت توصیه میکرد که این مراسم خیلی متفاوته و  اگر با هم بریم حتما خوشم میاد. میگفت نه مداحی داره و نه روضه خونی اما خیلی مراسمشون با معرفت و صفا برگزار میشه.

دیشب رفتیم اونجا. رستورانی بود تو فرمانیه که میزها را جمع کرده بودن و فرش انداخته بودن. پر بود از دختر و پسر های خوشگل و خوش تیپ. دیدن اون قیافه ها تو مراسم شب قدر خیلی تازگی داشت. مراسم عجیبی بود. یک مجری خوش صدا داشت که برنامه ها را اعلام میکرد و دکلمه هایی را در مناجات با خدا میخوند. مناجات هایی خیلی ساده و قشنگ که بد جوری دل را میلرزوند. از همه جالبتر که اصلا باورم نمیشد، نوازنده ای بود که هم زمان با دکلمه ها، کلارینت میزد. ترکیب  اون صدا و ساز خیلی آسمونی شده بود و حال عجیبی ایجاد میکرد.

بعد نوبت سخنرانی آقای دکتر مهدوی شد. ایشون هم خیلی جذاب یک ساعتی راجع به محبت خدا به بنده هاش و اینکه اسلام دین محبته و اینی که ما الان تو جامعه داریم اصلا اسلام نیست، صحبت کردن.

اما آخر مراسم دیگه رسما کم آوردم. قبل از قرآن سر گرفتن، آقای دکتر با صدای دلنشینش شروع کرد به خوندن: امشب در سر شوری دارم... و جمعیت هم باهاش زمزمه میکردن. بعد از پایان مراسم هم شعر" مرغ سخر ناله سر کن" را همه با هم خوندن و برای آزادی زندانی ها دعا کردن.

باید اعتراف کنم که تا حالا تو هیچ مراسمی اینجوری حالم عوض نشده بود. باور کردنی نبود، خیلی ساده و بدون هیچ داستان تعریف کردنی و فقط با شعر هایی که بارها و بارها شنیدیم. سال ها است که از چه لذت های ساده ای ما را محروم کرده اند و چه مزخرفاتی را به نام دین به خوردمان داده اند.

ته نوشت:

دکتر مهدوی هر هفته سه شنبه ها و پنج شنبه ها ساعت پنج در حسینیه ارشاد برنامه دارن. من که مشتری شدم.

   + امیر ; ٢:٤۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٢ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()